X
تبلیغات
اسلام واندیشه های امام علی علیه السلام
قضاوتهاي اميرالمومنين علي عليه السلام
اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
نگاهى به قضاوتهاى على (ع )
رواياتى كه بيانگر ماجراها و داوريهايى در دين و احكام دين است و آگاهى به آنها براى هـمـه مـؤ
مـنـان لازم مـى بـاشـد و از امـيـرمـؤ مـنـان عـلى (عـليـه السـلام ) نقل شده ـ غير از آنچه قبلاً در
مورد تقدّم و سبقت على (عليه السلام ) در علم و فهم و شناخت بـر ديـگـران ذكـر شـد ـ و
روايـاتـى كه درباره پناهنده شدن دانشمندان از اصحاب را در مسائل دشوار و پيچيده ،به آن حضرت
ثابت مى كند و حاكى از سرفرود آوردن بزرگان اصـحـاب در برابر عظمت مقام علمى على (عليه
السلام ) مى باشد، به قدرى بسيار است كه از حوصله شمارش بيرون است و دستيابى بر همه
آن ممكن نيست ، ما به خواست خدا در اينجا به ذكر چند نمونه مى پردازيم ، نخست در اين باره به
آيات قرآن توجّه كنيد:
قرآن و مساءله تقدّم آنان كه برترند
رسـول اكـرم (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) در زمـان زنـدگـى خـود، فـضايل و ويژگيهاى خاصّ
اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را بيان كرد و شايستگى امام عـلى (عـليه السلام ) را براى
مقام جانشينى و امامت ، به گوش همگان رساند و تبيين نمود كـه بـرترى و تقدّم ، از آن كسى
است كه استحقاق آن را داشته باشد و او جز على (عليه السلام ) نيست ؛ چنانكه ظاهر آيات
قرآن بر اين مطلب گواهى مى دهد و معانى بلند قرآن نيز نشانه صادقى بر اين مطلب است . قرآن
در يك جا مى فرمايد:
((... اَفـَمـَنْ يـَهـْدِى اِلَى الْحـَقِّ اَحـَقُّ اَنْ يـُتَّبـَعَ اَمْ مـَنْ لا يـَهدِى اِلاّ اَنْ يُهْدَى فَم الَكُمْ كَيْفَ
تَحْكُمُونَ ))
((آيا كسى كه هدايت به حق مى كند براى پيروى شايسته تر است يا آن كس كه خود هدايت
نمى شود، مگر هدايتش كنند، شما را چه مى شود چگونه داورى مى كنيد؟)).
و در مورد ديگر در قصّه طالوت مى فرمايد:
((وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ اِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا اَنّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَنـَحـْنُ اَحـَقُّ
بـِالْمـُلْكِ مـِنـْهُ وَلَمْ يـُؤْتَ سـَعـَةً مـِنَ الْمالِ قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَزادَهُ بـَسـْطـَةً فـِى الْعـِلْمِ
وَالْجـِسـْمِ وَاللّهُ يـُؤْتـِى مـُلْكـَهُ مـَنْ يـَشـاءُ وَاللّهُ واسـِعٌ عـَلِيـمٌ )).
و پيامبر آنان (اشموئيل ) به آنان (بنى اسرائيل ) گفت : خداوند طالوت را براى زمامدارى شـمـا
بـرگـزيـده اسـت ، گـفـتـنـد: چـگـونه او بر ما حكومت داشته باشد با اينكه ما از او شـايـسته تريم و
او ثروت زيادى ندارد، گفت : خداوند او را بر شما برگزيده و علم و (قـدرت ) جـسـم او را وسـعت
بخشيده ، خداوند ملكش را به هركس بخواهد مى بخشد و احسان خداوند وسيع و (او از لياقت
افراد براى مقامات ) آگاه است )).
خـداونـد در ايـن آيـات آن را شـايسته تقدم بر سايرين قرار داده كه به او ((علم وسيع و قدرت
بيشتر جسمى )) داده باشد وبر همين اساس او را بر همگان برگزيده است .
و ايـن آيـات مـوافـق با دلايلى عقلى هستند مبنى بر اينكه : آنكه آگاهتر است در حيازت مقام
امـامت بر ديگران كه در علم با او مساوى نيستند تقدّم و برترى دارد و دلالت آشكار دارند بـر ايـنـكـه
مـقـدّم داشـتـن امـيـرمـؤ مـنـان عـلى (عـليـه السـلام ) در مـورد جـانـشـيـنـى از رسـول خدا (صلّى
اللّه عليه و آله و سلّم ) و امامت اُمّت بر همه مسلمين واجب است ، چرا كه او در علم و شناخت
، بر ديگران برترى و تقدّم دارد، ولى ديگران به پايه او نمى رسند.
دعاى پيامبر (ص ) در شاءن على (ع )
يـكـى از حـوادثـى كـه در رابـطـه بـا عـلى (عـليـه السـلام ) در زمـان زنـدگـى رسول خدا (صلّى اللّه
عليه و آله و سلّم ) رخ داد، وقتى بود كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سـلّم ) عـلى (عـليـه
السلام ) را براى داورى بين مسلمين يمن برگزيد. و او را به سـوى يـمـن فـرسـتاد تا احكام دين و
حلال و حرام را به آنان بياموزد و بر اساس احكام و دسـتـورات قـرآن بـه آنـان حـكـومـت و داورى
نـمـايـد، عـلى (عـليـه السـلام ) بـه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض كرد:
((اى رسـول خـدا! مـرا بـه داورى و قـضـاوت بين مردم يَمَن گماشتى ، با اينكه من جوانى هستم
كه آگاهى به همه داوريها ندارم )).
پـيـامـبـر فـرمـود:((نزديك من بيا))، على (عليه السلام ) نزديك رفت ، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و
سلّم ) دست خود را بر سينه او نهاد و گفت :((اَللّهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَثَبِّتْ لِسانَهُ؛ خدايا! دل على را
رهنمايى كن و زبانش را استوار بدار)).
على (عليه السلام ) مى گويد:((بعد از اين جريان (و دعا) هرگز در قضاوت بين دو نفر، شك نكردم و
دو دل نشدم ))، اكنون در اينجا به ده نمونه از داوريهاى على (عليه السلام ) توجّه كنيد.
ده نمونه از قضاوتهاى على (ع )
1 ـ حلّ مشكل با قرعه
وقـتـى عـلى (عـليه السلام ) به يمن رفت و در آنجا استقرار يافت و به حكومت و داورى از جـانـب
رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) پـرداخـت ، دو مرد براى داورى نزد آن حـضـرت آمـدند،
آنان با شركت هم كنيزكى را خريده بودند و به طور مساوى هركدام مالك نيمى از او بودند، آنان بر
اثر جهل به احكام ، هردو در ((طُهر واحد)) (فاصله بين دو خون حـيـض ) بـا او آمـيـزش كـردنـد، بـه
خـيـال ايـنـكـه ايـن كـار جـايز است و اين ناآگاهى به مسايل از آن جهت بود كه آنان تازه مسلمان
بودند و اطّلاعاتشان به احكام دين ، اندك بود.
آن كـنيز، حامله شد و سپس پسرى از او متولّد شد و آن دو نفر در مورد آن پسر نزاع كردند و
هريك از آنان مى گفت من پدر او هستم و او پسر من است ، به حضور على ( عليه السلام ) آمده
و از آن حضرت خواستند تا داورى كند.
عـلى (عليه السلام ) آن پسر را بين آن دو نفر قرعه زد، قرعه به نام يكى از آنان افتاد و عـلى (
عـليـه السلام ) آن پسر را به او واگذار كرد و او را الزام كرد كه نصف قيمت آن پسربچه را اگر برده
است به شريك خود بپردازد و فرمود:
((اگر مى دانستم شما از روى آگاهى دست به اين كار زديد (و آميزش  حرام را انجام داديد) در
مجازات شما، سختگيرى بيشتر مى نمودم )).
خبر اين داستان به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و
سلّم ) صحّت داورى على (عليه السلام ) را امضا كرد و همين داورى را در اسلام مقرّر كرد و
سپس  فرمود:
((اَلْحـَمـْدُ للّهِِ الَّذى جـَعـَلَ مـِنـّا اَهـْلَ الْبـَيـْتِ مـَنْ يـَقْضِى عَلى سُنَنِ داوُدَ (عليه السلام ) وَسَبِيلِهِ
فِى الْقَضاءِ)).
((حـمـد و سـپـاس خداوندى را كه در ميان ما خاندان نبوّت ، كسى را قرار داد كه طبق سنّت و
روش حضرت داوود (عليه السلام ) قضاوت مى كند)).
يـعـنـى قـضـاوت او بـر اسـاس الهـام الهـى اسـت كه همسان وحى است و داورى على ( عليه
السلام ) همانند آن است كه دستور صريح از طرف خدا آمده باشد.
2 ـ داورى در مورد گاوى كه الاغى را كشت
در روايات آمده : دو نفر مرد به حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيدند، يـكـى از
آنان گفت : اى رسول خدا! گاو اين شخص ، الاغ مرا كشته است در اين باره بين ما قضاوت كن .
رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليه و آله و سلّم ) فرمود:((نزد ابوبكر برويد تا او قضاوت كـنـد)). آنـان نـزد
ابـوبـكـر رفـتـند و جريان خود را به او گفتند. ابوبكر گفت چرا نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و
سلّم ) نرفته ايد و نزد من آمده ايد؟.
گفتند: به حضور آن حضرت رفتيم او ما را به نزد شما فرستاد.
ابوبكر گفت : حيوانى ، حيوانى را كشته است چيزى بر گردن صاحب حيوان كشنده نيست !!
آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بازگشتند و قضاوت ابوبكر را به عرض آن
حضرت رساندند.
پـيـامـبـر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:((نزد عمر بن خطاب برويد تا او در اين باره قضاوت
كند)).
آنـان نـزد عـمـر رفـتـه و جـريـان را گـفـتـنـد، او گـفـت : چـرا نـزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و
سلّم ) نرفته ايد و به اينجا آمده ايد؟
گـفـتـنـد: بـه حـضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رفتيم ، او ما را نزد شما فرستاد.
عمر گفت : چرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) شما را نزد ابوبكر نفرستاد؟.
گفتند: نزد او نيز فرستاد.
عمر گفت : او چه گفت ؟.
گفتند: ابوبكر گفت : حيوانى ، حيوان ديگر را كشته است و چيزى بر گردن صاحب حيوان كشنده
نيست .
عمر گفت : به نظر من نيز همين است كه ابوبكر گفته !!
آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بازگشتند و همه جريان را به عرض آن
حضرت رساندند.
پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليه و آله و سلّم ) به آنان فرمود:((به حضور علىّ بن ابيطالب (عليه السلام )
برويد تا او در اين مورد قضاوت كند)).
آنان به حضور على (عليه السلام ) رفته و جريان را گفتند.
عـلى (عـليـه السـلام ) فـرمـود:((اگـر گـاو بـه اصطبل و جايگاه الاغ رفته و الاغ را كشته است ،
صاحب گاو بايد قيمت الاغ را به صاحبش بـدهـد و اگـر الاغ بـه اصـطـبـل و جايگاه گاو رفته و گاو او
را كشته است ، بر گردن صاحب گاو چيزى نيست )).
آن دو مـرد بـه حـضـور رسـول خـدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بازگشتند و چگونگى قضاوت
على (عليه السلام ) را به عرض  رساندند.
پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:((لَقَدْ قَضى عَلىُ بْنِ اَبِيطالِبٍ بَيْنَكُما بِقَضاءِ اللّهِ
عَزَّاسمُهُ)).
((على بن ابيطالب مطابق حكم خداوند متعّال بين شما قضاوت نموده است )).
سـپـس فرمود:((حمد و سپاس خداوندى را كه در ميان ما خاندان نبوّت ، مردى را قرار داد كه طبق
سنّت حضرت داوود (عليه السلام ) در قضاوت داورى مى كند)).
3و4 ـ دونمونه از داوريهاى على (ع )در عصرخلافت ابوبكر
الف : عدم اجراى حدّ در مورد شرابخوار جاهل
از طـريـق روايـات سـنـّى و شـيـعه نقل شده : مردى را كه شراب خورده بود، نزد ابوبكر آوردنـد، او
تـصـمـيـم گـرفت تا حد شرابخوارى (هشتاد تازيانه ) را بر او جارى سازد. شرابخوار گفت : من به
حرام بودن شراب تاكنون آگاه نبودم .
ابوبكر دست نگهداشت و نمى دانست كه چه كند؟ شخصى از حاضران اشاره كرد كه در اين بـاره
از عـلى (عـليـه السـلام ) سـؤ ال شـود. ابـوبكر شخصى را به حضور على (عليه السلام ) فرستاد
كه جواب اين سؤ ال را بگيرد.
امـيـرمـؤ مـنان على (عليه السلام ) فرمود:((دو مرد مورد اطمينان از مسلمين را دستور بده به
مـيـان مـجـالس مـهـاجـر و انـصـار بـرود و آن شـرابـخوار را نيز با خود ببرند و مسلمين را سوگند
بدهند كه آيا شخصى آيه حرمت شرابخوار را و يا سخن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سـلّم ) در
مورد حرام بودن شراب را بر اين شخص خوانده اند و خبر داده اند يا نه ؟ اگـر دو مـرد از مـسـلمين
گواهى دادند كه آيه تحريم شراب را براى او خوانده اند و يا سـخـن پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليـه و آله
و سـلّم ) در مورد تحريم شراب را به گوش او رسانده اند، حدّ را بر او جارى ساز وگرنه او را توبه
بده و سپس آزادش كن )).
ابـوبـكـر هـمين كار را انجام داد، هيچ كس از مهاجر و انصار گواهى نداد كه آيه قرآن و يا سـخـن
پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سلّم ) پيرامون حرمت شراب را براى او خوانده باشد، ابوبكر او را
توبه داد و سپس  آزادش نمود و به اين ترتيب قضاوت على (عليه السلام ) را پذيرفت .
ب : سؤ ال از معناى كلمه اى در قرآن
از ابوبكر سؤ ال شد معناى اين آيه چيست كه خداوند در قرآن مى فرمايد:((وَفاكِهَةً وَاَبّاً)) ابـوبكر
معناى ((اَبّْ)) را ندانست و گفت كدام آسمان بر من سايه افكند؟ و يا كدام زمين مرا به پشت
گيرد، يا چه كنم در مورد كتاب خدا كه چيزى را ندانسته بگويم ، اما ((فاكهة )) كه معناى آن را مى
دانيم (يعنى ميوه ) اما معناى ((اَبّْ)) را خدا داناتر است .
سـخـن ابـوبـكـر بـه سـمع على (عليه السلام ) رسيد فرمود:((عجبا! آيا او نمى داند كه ((اَبّ))
يـعنى علوفه و چراگاه ؟! و قول خداوند كه مى فرمايد:((وَفاكِهَةً وَاَبّاً )) بيانگر شمردن نعمتهاى
الهى بر بندگانش  است ، نعمتهايى از غذا كه براى آنان و حيواناتشان آفـريـده اسـت كه به
وسيله آن ، جان خود را زنده نگه مى دارند و بدن خود را نيرومند مى سـازنـد)). (فـاكـهـة يـعـنـى :
مـيـوه هـا بـراى انسانها، اَبّ يعنى : علوفه و چراگاه براى حيوانات ).
5 و 6 ـ نمونه هاى ديگر در عصر خلافت عمر
نـظـيـر ايـن جـريـانـات در زمـان خـلافـت عمر نيز رخ داده است در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده
مى شود:
نجات زن ديوانه
در روايـات آمـده اسـت كـه : در زمـان خـلافت ((عمر بن خطاب )) مردى با زن ديوانه اى زنا كـرد،
گواهان عادل بر اين مطلب گواهى دادند، عمر دستور داد تا به آن زن ، حدّ بزنند، ماءمورين ، آن زن
را مى بردند تا حدّ (صد تازيانه ) را بر او جارى كنند.
على (عليه السلام ) در مسير، او را ديد و فرمود:((زن ديوانه از فلان قبيله چه كرده بود كه او را
مى بردند؟))
شـخـصـى بـه على (عليه السلام ) گفت :((مردى با اين زن زنا كرده و فرار نموده است و گواهان
عادل گواهى بر اين كار داده اند، عمر دستور جارى ساختن حدّ (تازيانه ) بر اين زن داده است )).
عـلى (عليه السلام ) فرمود:((اين زن را به نزد عمر رد كنيد و به عمر بگوييد: آيا نمى دانـى كـه ايـن
زن ديـوانـه از فـلان طـايـفه است و پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:
((رُفـِعَ الْقـَلَمُ عـَنِ الْمـَجـْنـُونِ حَتّى يُفِيقُ؛ قلم تكليف از ديوانه برداشته شده تا خوب شود)).
ايـن زن عـقـل خـود را از دسـت داده اسـت ، پس مجازات ندارد. آن زن را نزد عمر برگرداندند
وگـفـتـار عـلى (عـليـه السـلام ) را بـه عـمـر رساندند عمر گفت :((خدا در كار على (عليه السلام )
گشايش دهد، نزديك بود با جارى ساختن حد بر اين زن ، هلاك گردم ))، سپس زن را آزاد كرد و
گفت :
((لَوْلا عَلِىُّ لَهَلَكَ عُمَرُ؛ اگر على (عليه السلام ) نبود، عمر هلاك مى شد)).
نجات زن حامله :
زن حـامـله اى را نـزد عـمـر بـن خـطـاب آوردنـد كـه زنـا كرده بود، عمر دستور داد تا او را سنگسار
كنند، على (عليه السلام ) فرمود: فرضا تو بر اين زن ـ بخاطر گناهش تسلّط داشـتـه بـاشـى ،
ولى چه تسلّطى بر كودك او در رحمش دارى ؟ با اينكه خداوند در قرآن مـى فـرمـايـد: ((وَلا تـَزِرُ
وازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرى ...)) ((هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد)).
عـمـر گـفت :((لا عِشْتُ لِمُعْضَلَةٍ لايَكُونُ لَها اَبُوالْحَسَنِ؛ در هيچ كار دشوارى زنده نباشم كه
ابوالحسن (عليه السلام ) در آنجا نباشد)).
سپس عمر گفت :((با اين زن چگونه رفتار كنم ؟)).
عـلى (عـليـه السـلام ) فـرمـود:((او را نـگـهـدار كه بچه اش متولّد شود و پس  از آن اگر
سرپرستى براى بچّه اش يافت ، آنگاه حدّ الهى را بر او جارى كن )).
عمر با دريافت اين دستور، شادمان شد و طبق آن رفتار كرد.
7و8 ـ نمونه هايى ديگرازداورى على (ع )درعصرخلافت عثمان
در عصر خلافت عثمان نيز جرياناتى رخ داد كه اميرمؤ منان على (عليه السلام ) تنها گره گشاى
مشكلات و حوادث بود، به عنوان نمونه :
نجات زنى كه همسر پيرمردى شده بود
در روايـات سـنـّى و شـيـعه آمده است كه : پيرمردى با زنى ازدواج كرد و آن زن حامله شد، ولى
پـيـرمـرد گـمـان مـى كـرد كه كارى صورت نداده و از اين رو آن بچه در رحم زن را انكار مى نمود و
مى گفت از من نيست ، داورى اين جريان نزد عثمان برده شد و او حيران مانده بـود كه چگونه
قضاوت كند، به زن گفت :آيا اين پيرمرد، مهر دوشيزگى تو را از بين برده است ؟))
زن گفت :((نه )).
عـثـمـان (پـيـش خـود چنين نتيجه گرفت كه پس زن زنا كرده ؛ زيرا پيرمرد كارى صورت نـداده پـس
دست بيگانه اى در كار است ) دستور داد كه آن زن را حد بزنند (صد تازيانه به جرم زنا به او بزنند).
امـيـرمـؤ مـنـان على (عليه السلام ) به عثمان گفت :((در آلت تناسلى زن دو راه وجود دارد، يـكـى
راه خون حيض و ديگرى راه ادرار، شايد اين پيرمرد هنگام آميزش ، نطفه خود را روى راه حيض
ريخته و آن زن از او حامله شده است ، در اين باره از پيرمرد بپرسيد)).
از او سـؤ ال شـد، او گـفـت :((مـن نـطـفـه خود را بر جلو آلت تناسلى او ريختم ، ولى مهر
دوشيزگى او را برنداشتم )).
امـيـرمؤ منان على (عليه السلام ) فرمود:((بچه در رحم از او و فرزند اوست و راءى من اين است
كه اين پيرمرد به خاطر انكار فرزندش ، عقوبت (مجازات ) شود)).
عثمان طبق دستور على (عليه السلام ) رفتار كرد.
حلّ مساءله پيچيده
در روايـت آمـده مردى كنيزى داشت (مثلاً نام مرد زيد بود و نام كنيز هند) با هند آميزش كرد و پـس
از مدّتى پسرى از او متولّد شد (مثلاً به نام خالد) سپس زيد از هند كناره گرفت و او را هـمـسـر
غلامش (مثلا به نام سعيد) نمود، بعدا زيد از دنيا رفت . هند به خاطر فرزندش (خالد) كه از زيد
داشت آزاد شد (زيرا هند از طريق ارث ، ملك پسرش شد و آزاد گرديد) از طرفى سعيد كه غلام
زيد و شوهر آن زن بود، از طريق ارث به همان پسر (خالد) رسيد و بـعـد خـالد نـيـز مـُرد و آن غـلام
(سـعـيد) از طريق ارث ، به زن رسيد و در نتيجه هند مالك شـوهرش سعيد شد و سعيد برده او
گرديد (بنابراين ، سعيد نمى توانست با هند آميزش كـنـد و بـيـنـشان نزاع شد، سعيد به هند مى
گفت تو زن من هستى و هند به سعيد مى گفت : تو برده و غلام من هستى ). براى رفع اختلاف
نزد عثمان آمدند، در حالى كه سعيد مى گفت ((او (هند) زن من است و او را رها نمى كنم )).
عـثـمان گفت : اين حادثه يك مساءله پيچيده اى است ، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) كه در
آنـجـا حضورداشت فرمود:((از اين زن بپرسيد كه آيا پس از آنكه از طريق ارث ، مالك مرد (سعيد)
شد آيا آن مرد با او آميزش كرده است ؟)).
هند گفت :((نه )).
امـيـرمـؤ مـنـان على (عليه السلام ) فرمود: اگر مى دانستم آن مرد آميزش  را (بعد از ارث ) انجام
داده است او را مجازات مى كردم و به هند فرمود:((برو كه سعيد برده تو است و هيچ گـونـه
تسلّطى بر تو ندارد، اگر خواستى او را به غلامى بگير و اگر خواستى او را آزاد كن و يا بفروش ؛
زيرا او در ملك تو است )).
عثمان داورى على (عليه السلام ) را پذيرفت و طبق آن رفتار كرد.
و رويدادهاى بسيار ديگرى از اين قبيل ، در عصر عثمان رخ داد كه ذكر همين نمونه ها در اين كتاب
ـ كه بنايش بر اختصار است ـ كافى است .
9و10 ـ نمونه هايى ازداوريهاى على (ع )در عصر خلافت خود
از جمله حوادثى كه پس از عثمان و پس از بيعت مردم با آن حضرت رخ داد و مورد داوريهاى عجيب
على (عليه السلام ) واقع شد، نمونه هاى زير است :
قضاوت درباره دو نفر به هم چسبيده
تـاريـخ نـويسان آورده اند، زنى در خانه شوهرش فرزندى زاييد كه (از كمر به پايين يـك نـفـر بـود) و
از كـمـر بـه بالا دو بدن و دو سر داشت ، خانواده اش در مورد او ترديد داشـتند كه آيا يك نفر است
يا دو نفر، به حضور على (عليه السلام ) آمده و از اين جريان سؤ ال كردند تا احكام او (مانند ارث
و...) را بدانند.
اميرمؤ منان على (عليه السلام ) فرمود:((وقتى كه او خوابيد او را امتحان كنيد به اين نحو كه يكى
از بدنها و يكى از سرها را بيدار كنيد، اگر هردو در يك زمان بيدار شدند، آن دو يك انسان است و
اگر يكى از آنان بيدار شد و ديگرى در خواب بود، بدانيد كه دو شخص هستند و حقشان از ارث به
اندازه دو نفر است )).
حلّ يك مساءله رياضى
((عبدالرّحمن بن حجّاج )) مى گويد: از ابن ابى ليلى شنيدم كه مى گفت : اميرمؤ منان على
(عليه السلام ) در حادثه اى قضاوت عجيبى كرد كه بى سابقه است و آن اينكه :
دو نـفـر مـرد در مـسـافرت ، با هم رفيق شدند، هنگام غذا در محلى نشستند تا غذا بخورند،
يـكـى از آنـان پـنـج گـرده نان از سفره خود بيرون آورد و ديگرى سه گرده نان ، در آن هـنگام مردى
از آنجا عبور مى كرد او را دعوت به خوردن غذا كردند، او نيز كنار سفره آنان نـشـسـت و از آن غذا
خوردند، مرد رهگذر پس از خوردن غذا و هنگام خداحافظى ، هشت درهم به آنـان داد و گـفـت :
ايـن هشت درهم را به جاى آنچه خوردم به شما دادم و از آنجا رفت ، آن دو نـفـر در تـقـسـيـم پـول
نـزاع كـردنـد، صـاحـب سـه نـان مـى گـفـت : نـصـف هـشـت درهـم مـال مـن اسـت و نـصـف آن
مـال تـو. ولى صـاحـب پـنـج نـان مـى گـفـت : پـنـج درهـم آن مال من است و سه درهم آن مال تو
است . آنان نزاع و كشمكش خود را نزد على (عليه السلام ) آوردنـد و داورى را بـه او واگـذار
نمودند. على (عليه السلام ) به آنان فرمود:((نزاع و كشمكش در اينگونه امور، از فرومايگى و
پستى است ، صلح و سازش بهتر است ، برويد سازش  كنيد)).
صـاحـب سـه نـان گـفـت :((من راضى نمى شوم مگر به آنچه حقيقت است و شما در اين باره
قضاوت به حق كنيد)).
امـيـرمؤ منان على (عليه السلام ) فرمود:((اكنون كه تو حاضر به سازش  نيستى و حقيقت را مى
خواهى ، بدانكه حق تو از آن هشت درهم ، يك درهم است )).
او گفت :((سبحان اللّه ! چطور، حقيقت اينگونه است ؟!)).
حـضـرت عـلى (عـليـه السلام ) فرمود:((اكنون بشنو تا توضيح دهم : آيا تو صاحب سه نان نبودى
؟)).
او گفت : چرا من صاحب سه نان هستم ؟.
على (عليه السلام ) فرمود:((رفيق تو صاحب پنج نان است ؟)).
او گفت : آرى . على (عليه السلام ) فرمود:((بنابراين ، اين هشت نان ، 24 قسمت (با توجّه بـه
سـه نـفـر خورنده ) مى شود تو (صاحب سه نان ) هشت قسمت نانها را خـورده اى و رفيق تو نيز
هشت قسمت را خورده و مهمان نيز هشت قسمت را خورده است و چون آن مـهـمـان هـشـت
درهـم بـه شـمـا دو نـفـر داده ، هـفـت درهـم آن مـال رفـيـق تـو (صـاحـب پـنـج نـان ) اسـت و يـك
درهـم آن مال تو (صاحب سه نان ) است )).
آن دومرددر حالى كه حقيقت مطلب را دريافتند، از محضر على (عليه السلام ) رفتند
+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۲۱:۵۹ توسط a n نظر(0)
سخنان امام علی (ع)
بزرگ ترين عيب آنكه چيزي را در خود داري، بر ديگران عيب بشماري ! حضرت علی(ع)
 
با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند.حضرت علی(ع)
 
اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. حضرت علی(ع)
 
ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. حضرت علی(ع)
 
چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. حضرت علی(ع)
 
از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.حضرت علی(ع)
 
بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. حضرت علی(ع)
 
عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي گرداند اگر به واجب زيان رساند. حضرت علی(ع)
 
خوشا به حال كسي كه به ياد معاد باشد، براي حسابرسي قيامت كار كند، با قناعت زندگي كند، و از خدا راضي باشد.حضرت علی(ع)
 
گناهي كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكي است كه تو را به خود پسندي وا دارد. حضرت علی(ع)
 
هيچ ثروتي چون عقل، و هيچ فقري چون ناداني نيست. هيچ ارثي چون ادب، و هيچ پشتيباني چون مشورت نيست. حضرت علی(ع)
 
ثروت، ريشة شهوت هاست. حضرت علی(ع)
 
از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن، از آن كمتر است. حضرت علی(ع)
 
ارزش هر كس به مقدار دانايي و تخصص اوست. حضرت علی(ع)
 
بي ارزش ترين دانش، دانشي است كه بر سر زبان است، و برترين علم، علمي است كه در اعضا و جوارح آشكار است. حضرت علی(ع)
 
عفت ورزيدن زينت فقر و شكر گذاري زينت بي نيازي است.حضرت علی(ع)
 
خوابيدن همراه با يقين، برتر از نماز گذاردن با شك و ترديد است. حضرت علی(ع)
 
مردم براي اصلاح دنيا چيزي از دين را ترك نمي گويند، جز آنكه خدا آنان را به چيزي زيانبار تر دچار خواهد ساخت. حضرت علی(ع)
 
چقدر فاصلة بين دو عمل دور است، عملي كه لذتش مي رود و كيفر آن مي ماند و عملي كه رنج آن مي گذرد و پاداش آن ماندگار است.حضرت علی(ع)
 
اگر به آنچه كه مي خواستي نرسيدي، از آنچه هستي نگران مباش. حضرت علی(ع)
 
دوست، دوست نيست مگر آنكه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتاري، آن هنگام كه حضور ندارد، و پس از مرگ. حضرت علی(ع)
 
نماز موجب نزديكي هر پارسايي به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزي زكاتي دارد، و زكات تن، روزه، و جهاد زن، نيكو شوهر داري است. حضرت علی(ع)
 
 روزي را با صدقه دادن فرود آوريد.حضرت علی(ع)
 
آنكه پاداش الهي را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است. حضرت علی(ع)
 
برادرت را با احساني كه در حق او مي كني سرزنش كن، و شر او را با بخشش بازگردان.حضرت علی(ع)
 
فقر، مرگ بزرگ است ! . حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنيد، براي ديگران اندوخته ايد.حضرت علی(ع)
 
كسي كه درخت شخصيت او نرم و بي عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.  حضرت علی(ع)
 
حسادت بر دوست، از آفات دوستي است. حضرت علی(ع)
 
داوري با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است.  حضرت علی(ع)
 
بدترين توشه براي قيامت، ستم بر بندگان است.  حضرت علی(ع)
 
خود را به بي خبري نماياندن از بهترين كارهاي بزرگان است. حضرت علی(ع)
 
آن كس كه لباس حيا بپوشد كسي عيب او را نبيند.حضرت علی(ع)
 
ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است.  حضرت علی(ع)
 
سنگ غصبي در بناي خانه، ماية ويران شدن آن است. حضرت علی(ع)
 
هر چند اندك؛ و ميان خود و خدا پرده اي قرار ده هر چند نازك ! . حضرت علی(ع)
 
خدا را در هر نعمتي حقي است، هر كس آن را بپردازد، فزوني يابد، و آن كس كه نپردازد و كوتاهي كند، در خطر نابودي قرار گيرد.حضرت علی(ع
سخنان امیرالمونین 2
 
نابود شد ، كسي كه ارزش خود را ندانست. حضرت علی(ع)
 
هم نشين بي خرد مباش، كه كار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشي. حضرت علی(ع)
 
كار اندكي كه ادامه يابد، از كار بسياري كه از آن به ستوه آيي اميدوار كننده تر است. حضرت علی(ع)
 
هنگامي كه توانايي فزوني يابد، شهوت كاستي گيرد. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! خودت وصي مال خويش باش، امروز به گونه اي عمل كن كه دوست داري پس از مرگت عمل كنند.  حضرت علی(ع)
 
تندخويي بي مورد نوعي ديوانگي است، زيرا كه تندخو پشيمان مي شود، و اگر پشيمان نشد، پس ديوانگي او پايدار است.حضرت علی(ع)
 
هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد.حضرت علی(ع)
 
وفاداري با خيانت كاران نزد خدا نوعي خيانت، و خيانت به خيانت كاران نزد خدا وفاداري است. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزي تو را خواهد رساند. حضرت علی(ع)
 
هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد. حضرت علی(ع)
 
جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و كوتاهي ورزند ! .حضرت علی(ع)
 
هر گاه خدا بخواهد بنده اي را خوار كند، دانش را از او دور سازد.  حضرت علی(ع)
  
مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستي مادرش نمي توان سرزنش كرد. حضرت علی(ع)
 
 از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند. حضرت علی(ع)
 
بي نيازي از عذرخواهي، گرامي تر از عذر راستين است.حضرت علی(ع)
 
براي هر كسي در مال او دو شريك است: وارث، و حوادث. حضرت علی(ع)
 
برترين بي نيازي و دارايي، نااميدي است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)
 
ستودن بيش از آن چه كه سزاوار است نوعي چاپلوسي، و كمتر از آن،‌ درماندگي يا حسادت است. حضرت علی(ع)
 
سخت ترين گناه آنكه گناهكاران را كوچك بشمارد.حضرت علی(ع)
  
از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتي هاي آن ر ا به تو نماياند، و غافل مباش كه لحظه اي از تو غفلت نشود. حضرت علی(ع)
 
سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)
 
بسا سخن كه از حملة مسلحانه كارگر تر است.حضرت علی(ع)
 
خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آنكه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند.حضرت علی(ع)
 
سخت ترين گناهان، گناهي است كه گناهكار آن را سبك شمارد.حضرت علی(ع)
 
دو گرسنه هرگز سير نشوند: جويندة علم و جويندة مال.حضرت علی(ع)
 
چيز اندك كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از فراواني است كه رنج آور باشد.حضرت علی(ع)
 
خدا عقل را به انساني نداد جز آن كه روزي او را با كمك عقل نجات بخشيد. حضرت علی(ع)
 
 هر كس با حق در افتاد نابود شد. حضرت علی(ع)
 
قلب، كتاب چشم است. (آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند.) حضرت علی(ع)
 
تقوا در رأس همة ارزش هاي اخلاقي است.  حضرت علی(ع)
 
با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتي سخن مگو، و با كسي كه راه نيكو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن. حضرت علی(ع)
 
در تربيت خويش تو را بس كه از آنچه بر ديگران نمي پسندي دوري كني. حضرت علی
+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۲۱:۳۸ توسط a n نظر(0)
سخنان امام علی (ع)
بزرگ ترين عيب آنكه چيزي را در خود داري، بر ديگران عيب بشماري ! حضرت علی(ع)
 
با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند.حضرت علی(ع)
 
اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. حضرت علی(ع)
 
ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. حضرت علی(ع)
 
چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. حضرت علی(ع)
 
از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.حضرت علی(ع)
 
بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. حضرت علی(ع)
 
عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي گرداند اگر به واجب زيان رساند. حضرت علی(ع)
 
خوشا به حال كسي كه به ياد معاد باشد، براي حسابرسي قيامت كار كند، با قناعت زندگي كند، و از خدا راضي باشد.حضرت علی(ع)
 
گناهي كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكي است كه تو را به خود پسندي وا دارد. حضرت علی(ع)
 
هيچ ثروتي چون عقل، و هيچ فقري چون ناداني نيست. هيچ ارثي چون ادب، و هيچ پشتيباني چون مشورت نيست. حضرت علی(ع)
 
ثروت، ريشة شهوت هاست. حضرت علی(ع)
 
از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن، از آن كمتر است. حضرت علی(ع)
 
ارزش هر كس به مقدار دانايي و تخصص اوست. حضرت علی(ع)
 
بي ارزش ترين دانش، دانشي است كه بر سر زبان است، و برترين علم، علمي است كه در اعضا و جوارح آشكار است. حضرت علی(ع)
 
عفت ورزيدن زينت فقر و شكر گذاري زينت بي نيازي است.حضرت علی(ع)
 
خوابيدن همراه با يقين، برتر از نماز گذاردن با شك و ترديد است. حضرت علی(ع)
 
مردم براي اصلاح دنيا چيزي از دين را ترك نمي گويند، جز آنكه خدا آنان را به چيزي زيانبار تر دچار خواهد ساخت. حضرت علی(ع)
 
چقدر فاصلة بين دو عمل دور است، عملي كه لذتش مي رود و كيفر آن مي ماند و عملي كه رنج آن مي گذرد و پاداش آن ماندگار است.حضرت علی(ع)
 
اگر به آنچه كه مي خواستي نرسيدي، از آنچه هستي نگران مباش. حضرت علی(ع)
 
دوست، دوست نيست مگر آنكه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتاري، آن هنگام كه حضور ندارد، و پس از مرگ. حضرت علی(ع)
 
نماز موجب نزديكي هر پارسايي به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزي زكاتي دارد، و زكات تن، روزه، و جهاد زن، نيكو شوهر داري است. حضرت علی(ع)
 
 روزي را با صدقه دادن فرود آوريد.حضرت علی(ع)
 
آنكه پاداش الهي را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است. حضرت علی(ع)
 
برادرت را با احساني كه در حق او مي كني سرزنش كن، و شر او را با بخشش بازگردان.حضرت علی(ع)
 
فقر، مرگ بزرگ است ! . حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنيد، براي ديگران اندوخته ايد.حضرت علی(ع)
 
كسي كه درخت شخصيت او نرم و بي عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.  حضرت علی(ع)
 
حسادت بر دوست، از آفات دوستي است. حضرت علی(ع)
 
داوري با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است.  حضرت علی(ع)
 
بدترين توشه براي قيامت، ستم بر بندگان است.  حضرت علی(ع)
 
خود را به بي خبري نماياندن از بهترين كارهاي بزرگان است. حضرت علی(ع)
 
آن كس كه لباس حيا بپوشد كسي عيب او را نبيند.حضرت علی(ع)
 
ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است.  حضرت علی(ع)
 
سنگ غصبي در بناي خانه، ماية ويران شدن آن است. حضرت علی(ع)
 
هر چند اندك؛ و ميان خود و خدا پرده اي قرار ده هر چند نازك ! . حضرت علی(ع)
 
خدا را در هر نعمتي حقي است، هر كس آن را بپردازد، فزوني يابد، و آن كس كه نپردازد و كوتاهي كند، در خطر نابودي قرار گيرد.حضرت علی(ع
سخنان امیرالمونین 2
 
نابود شد ، كسي كه ارزش خود را ندانست. حضرت علی(ع)
 
هم نشين بي خرد مباش، كه كار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشي. حضرت علی(ع)
 
كار اندكي كه ادامه يابد، از كار بسياري كه از آن به ستوه آيي اميدوار كننده تر است. حضرت علی(ع)
 
هنگامي كه توانايي فزوني يابد، شهوت كاستي گيرد. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! خودت وصي مال خويش باش، امروز به گونه اي عمل كن كه دوست داري پس از مرگت عمل كنند.  حضرت علی(ع)
 
تندخويي بي مورد نوعي ديوانگي است، زيرا كه تندخو پشيمان مي شود، و اگر پشيمان نشد، پس ديوانگي او پايدار است.حضرت علی(ع)
 
هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد.حضرت علی(ع)
 
وفاداري با خيانت كاران نزد خدا نوعي خيانت، و خيانت به خيانت كاران نزد خدا وفاداري است. حضرت علی(ع)
 
اي فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزي تو را خواهد رساند. حضرت علی(ع)
 
هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد. حضرت علی(ع)
 
جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و كوتاهي ورزند ! .حضرت علی(ع)
 
هر گاه خدا بخواهد بنده اي را خوار كند، دانش را از او دور سازد.  حضرت علی(ع)
  
مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستي مادرش نمي توان سرزنش كرد. حضرت علی(ع)
 
 از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند. حضرت علی(ع)
 
بي نيازي از عذرخواهي، گرامي تر از عذر راستين است.حضرت علی(ع)
 
براي هر كسي در مال او دو شريك است: وارث، و حوادث. حضرت علی(ع)
 
برترين بي نيازي و دارايي، نااميدي است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)
 
ستودن بيش از آن چه كه سزاوار است نوعي چاپلوسي، و كمتر از آن،‌ درماندگي يا حسادت است. حضرت علی(ع)
 
سخت ترين گناه آنكه گناهكاران را كوچك بشمارد.حضرت علی(ع)
  
از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتي هاي آن ر ا به تو نماياند، و غافل مباش كه لحظه اي از تو غفلت نشود. حضرت علی(ع)
 
سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)
 
بسا سخن كه از حملة مسلحانه كارگر تر است.حضرت علی(ع)
 
خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آنكه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند.حضرت علی(ع)
 
سخت ترين گناهان، گناهي است كه گناهكار آن را سبك شمارد.حضرت علی(ع)
 
دو گرسنه هرگز سير نشوند: جويندة علم و جويندة مال.حضرت علی(ع)
 
چيز اندك كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از فراواني است كه رنج آور باشد.حضرت علی(ع)
 
خدا عقل را به انساني نداد جز آن كه روزي او را با كمك عقل نجات بخشيد. حضرت علی(ع)
 
 هر كس با حق در افتاد نابود شد. حضرت علی(ع)
 
قلب، كتاب چشم است. (آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند.) حضرت علی(ع)
 
تقوا در رأس همة ارزش هاي اخلاقي است.  حضرت علی(ع)
 
با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتي سخن مگو، و با كسي كه راه نيكو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن. حضرت علی(ع)
 
در تربيت خويش تو را بس كه از آنچه بر ديگران نمي پسندي دوري كني. حضرت علی
+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۲۱:۳۸ توسط a n نظر(0)
امام علی (ع):همانا دین خدا به وسیله اشخاص و مردان سرشناس شناخته نمی شود بلکه به نشانه ها و آیات الهی شناخته می گردد بنابراین دستورات و نشانه های حق را بشناس تا در شناخت صاحبان حق گمراه نشوی. گفتار دلنشین صفحه 68
امام علی (ع):چه خوب است که تمام صحبتها و سخنان شما ذکر خدا و قرائت قرآن باشد که چون از پیامبر پرسیدند:در نزد خدا کدام عمل برتر است؟ فرمودند: قرائت قرآن و اینکه در حالی بمیری که زبانت به ذکر خدا مشغول باشد. الحیاه جلد 2 صفحه 113
امام علی (ع):عبور امام (ع)به مردی افتاد که سخنان بیهوده بسیار می گفت.امام (ع)در کنار مرد ایستاد و فرمود :ای مرد تو با این گفتار زیادت توسط فرشتگان محافظ اعمال نامه ای را برای پروردگار املاء می کنی پس سخنی بگو که سودت برساند نه که زیانت دهد. آثار الصادقین جلد 9 صفحه 25
امام علی (ع):سعی و کوشش نما که خداوند تو را در حال نافرمانی اش و ارتکاب گناه نبیند و بکوش که خداوند تو را در حال انجام طاعت خود مشاهده کند که اگر این گونه نباشی از زیانکاران خواهی بود. وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 79
امام علی (ع) :همانا خدای تعالی خطاب به فرزند آدم می فرماید :ای پسر آدم هرگاه چشمان تو با تو در دیدن حرام منازعه کند برای رفع آن دو پلک قرار دادم که آنها را در هنگام مشاهده حرام در هم کنی و حرام را مشاهده نکنی و اگر زبانت با تو در مورد صحبت از محرمات منازعه کرد دو لب برایت قرار دادم آنها را روی هم ببند و سخن حرام مگو. وسائل الشیعه جلد 15صفحه 90
امام علی (ع):نتیجه دوستی با اشرار جذب بدی و شر است مانند باد که از گذر گاه متعفن می گذرد با خود بوی تعفن می آورد و نتیجه دوستی با نیکان جذب خیر و نیکی است همچون باد که از محل خوشبو و عطر داری که می گذرد با خود بوی خوش می آورد. مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 64
امام علی (ع):خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ می زند بزایید برای مردن و فراهم آورید برای نابود شدن و بسازید برای ویران گشتن.نهج البلاغه حکمت 132 
امام علی (ع):ای مردم در کسب اعمال نیکو و خیر بکوشید و از فرا رسیدن مرگ ناگهانی بترسید زیرا آنچه از مال و روزی که از دستتان رفته امید بازگشت آن وجود دارد اما عمر گذشته را نمی توان باز گرداند. نهج البلاغه خطبه 114
مولا علی (ع):هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند (در شهوات فرو برد)آن در حکم قمار است. وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 235
امام علی (ع) :به فرزندش امام حسین (ع)فرمود : پسر جانم هرسختی و بد حالی که دنبالش بهشت باشد بدحالی نیست و هیچ خوشی و لذتی که پایانش جهنم باشد خوشی نیست بدان پسرم هر نعمتی و لذتی در دنیا در مقابل بهشت جهنم است و تمام بلاها و سختی های دنیا در مقابل جهنم عافیت است . تحف العقول صفحه 215
امام علی (ع) :خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده :1.رضای خود را در طاعت ها پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد 2.غضبش را در گناهان پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد 3.استجابت خود را در دعاها پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد 4.ولی و دوست خود را در میان بندگانش پس به هیچ بنده ای بی اعتنایی نکنید شاید هم او ولی خدا باشد و شما نشناسیدش . تحف العقول صفحه 182
امام علی (ع) :خداوند به حضرت موسی وحی فرمود :ای موسی سفارش مرا در مورد چهار چیز بخاطر بسپار :1.تانفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز 2.تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور 3.تانبینی ملک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند 4.تا مرده شیطان را نبینی از مکرش ایمن مباش. نصایح صفحه 183
امام علی (ع) :کسی که شش خصلت داشته باشد همه درهای بهشت بر رویش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است :1.خدا را بشناسد و اطاعتش نماید 2.شیطان را بشناسد و مخالفتش کند . 3. راه حق و اهلش را بشناسد و دنبالش برود 4.باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید .5.دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد 6.آخرت را بشناسد و طلبش کند .نصایح صفحه 248
امام علی (ع) :ریاکار چهار نشانه دارد 1-هنگامی که تنهاست در عبادت خدا و ذکرش خیر تنبل و کسل است 2-در میان مردم و جمع در عبادت خدا و اعمال خیر کوشاست 3-چون از او تعریف کنند بیشتر کار می کند 4-هرگاه از عمل او تمجید و تعریفی نکنند کار خیر را ترک کند. نصایح صفحه 187
امام علی (ع) :راستی اهل خیر و شر را نمیتوان تشخیص داد مگر به مردم اگر می خواهی اهل خیر را بشناسی کار خیری را شروع کن کسانی که آن کار را تایید می کنند و دنباله روی از آن میکنند اهل خیرند و اگر می خواهی شر و اهلش را بفهمی کار بدی را شروع کن همان کسانی که از آن پیروی می کنند اهل شرند . تحف العقول صفحه 215
امام علی (ع) :مردی به امام (ع) عرض کرد سفارشی به من نمایید فرمود : سفارش من به تو این است که کار خیر و نیک خود را هر قدر زیاد هم باشد هرگز بسیار مشمار و گناه خود را هر قدر هم کم باشد اندک مشمار . تحف العقول صفحه 202
امام علی (ع) :همه خوبی ها در سه عمل جمع شده 1-نگاه کردن 2-سکوت نمودن 3-صحبت کردن اما هر دیدنی که در آن عبرت و پند آموزی نباشد بیجا و مهمل است و هر سکوتی که در آن اندیشیدن نباشد بیهوده است و هر سخن گفتنی که در آن ذکر و یادی از خدا نباشد بیهوده است . تحف العقول صفحه 210
امام علی (ع) :در سفارش خود به فرزندش امام حسین (ع) فرمودند :پسر جانم عافیت ده جزء است نه جزء آن در خاموشی است جز به ذکر خدا و یکی هم در ترک هم نشینی نابخردان . تحف العقول صفحه 145
امام علی (ع) :از امیر المومنین (ع) سوال شد :دانشمند تر از همه مردم کیست :فرمود کسی که سخن خیر و حکمت را از هر شخصی که شنید قبول کند و آن را به معلومات و دانش خویش بیفزاید . خصال الصدوق صفحه 6 
امام علی (ع) :هرکس که قرائت قرآن را وسیله اخاذی و گرفتن پول از مردم قرار دهد روز قیامت به محشر می آید در حالی که گوشت صورتش ریخته و تنها استخوانهایش باقی مانده و به این شکل آبرویش در نزد مردم می رود . آثار الصادقین جلد (17) صفحه 321
امام علی (ع) : تا وقتی که گرسنه نشدی اقدام به خوردن غذا مکن و وقتی به خوردن اقدام کردی قبل از آنکه کامل سیر شوی دست از غذا خوردن بردار.غذا را با آرامش و خوب بجو تا هضم آن آسان شود و پیش از خوابیدن و به رختخواب رفتن به توالت برو و خود را تخلیه کن چون این سفارشات را به کار بندی از از پزشک بی نیاز شوی. آثارالصادقین جلد 2 صفحه 387 
امام علی (ع) :از پرخوری پرهیز کنید زیرا هرکه پرخوری کند دردهای درونی اش بسیار گردد و خواب های فاسد و پریشان بیند و نیز موجب سنگدلی شخص و سبب کسالت و تنبلی در خواندن نماز میشود . آثارالصادقین جلد 9 صفحه 970
امام علی (ع) :آن کس که با بدان و شروران رفاقت کند همچون مسافر دریاست که اگر از غرق شدن سالم بماند از ترس و بیم سالم نمی ماند. آثارالصادقین جلد 10 صفحه 366
امام علی (ع) :در میان گناهان چیزی سخت تر از پیروی شهوات نفسانی و لذت نامشروع جنسی نیست پس فرمان نفس را در این موارد نبرید تا شما را از یاد خدای تعالی باز ندارد . آثار الصادقین جلد 10 صفحه 114
امام علی (ع) : انسان عاقل بوسیله پندیات و اخلاقیات الهی اصلاح میشود و این حیوانات هستند که جز از راه کتک و ضرب و شتم مطیع و فرمانبر نمی شوند. اخلاق فلسفی جلد 1 صفحه 131 
امام علی (ع) :چون دیدی که خداوند پیاپی بر تو بلا فرستاد سپاس و شکر او را به جای آور و چون ملاحظه کردی که خداوند در پی گناهانت پی در پی به تو نعمت داد از مکر او با خودت بترس . آثار الصادقین جلد 13 صفحه 210
امام علی (ع) :راستی بزرگترین افسوس در روز قیامت حسرت و افسوس مردی است که در نافرمانی خداوند مالی بدست آورد و آنرا برای وارثین خود قرار دهد و شخص وارث آن مال را در راه فرمان خدای سبحان انفاق کند و به بهشت رود و مرد نخستین که صاحب مال بود به سبب همان مال به دوزخ رود. آثارالصادقین جلد 2 صفحه 148
امام علی (ع) : هرکه دوست دارد بدون ثروت غنی شود و بر سلطه و قدرت عزت یابد و بدون فامیل و خویشاوند فزونی یابد باید از ذلت معصیت خدا به سوی عزت طاعت او خارج شود . که اگر این طور شد همه آن مطالب را خواهد یافت. آثارالصادقین جلد 13 صفحه 251
امام علی (ع) : آن کس که گفتار حکیمانه مومنان دانا را نشوند و از دانش علمای ربانی بهره نگیرد رفته رفته عقلش می میرد. گفتار فلسفی جلد 1 صفحه 187
امام علی (ع) : در خاتمه تورات پنج جمله است که دوست دارم هر روز بامداد آن را مطالعه کنم : 1. عالم بی عمل با شیطان برابر است 2. سلطان بی عدالت با فرعون برابر است 3. فقیر طمعکاری که در برابر توانگران خضوع کند با سگ همانند است 4.ثروتی که از آن در امور خیر سودی نبرند با سنگ و آجر یکسان است . 5 . زنی که بدون ضرورت و نیاز از خانه بیرون رود با کنیز برابر است . نصایح صفحه 223
امام علی (ع) : به کودکان خود نماز را بیاموزید و چون به هشت سال رسند آنها را مسئول آن بدانید و از آن باز خواستشان کنید . تحف العقول صفحه 110
امام علی (ع) :از جمله حقوق استاد بر شاگر این است که چون بر او وارد شدی و گروهی نزد او بودند به همه سلام کن و او را به تحیت مخصوص گردان 2. در محضرش صحبت مکن و با دست اشاره نکن و مگو فلانی و فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند 3 . از طولانی شدن مجلسش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید در انتظار آن باشی که چیزی از آن بر تو فرو ریزد . اصول کافی جلد 1 صفحه 46
امام علی (ع) : هر سخن و گفتاری که در آن ذکری از خدا نباشد لغو و باطل است و هرسکوتی که در آن فکر و اندیشه نباشد لهو و بیهوده است و هرنگاهی که در آن عبرت گیری و پند نباشد بازی و بیهوده است . آثار الصادقین جلد 6 صفحه 291
امام علی (ع) :خداوند شش طایفه را به خاطر شش صفت ناپسند عذاب سختی میکند : 1 . علماء را به خاطر حسادت 2. مالکان ثروت و سرمایه را به خاطر خودپسندی و تکبر 3. سلاطین و روسا را به خاطر ستم گری به مردم 4.اعراب را به خاطر تعصب و نژاد پرستی 5. کاسبان و تجار را به خاطر خیانت 6. وروستاییان را به خاطر نادانی و جهالت در یادگیری احکام و دستورات دین . تحف العقول صفحه 200
امام علی (ع) :آنچنان با مردم آمیزش و رفت و آمد کنید که اگر مردید برایتان بگریند و اگر ماندید شوق دیدار شما را داشته باشند . نهج البلاغه
امام علی (ع) : هیچ روزی بر فرزند آدم نمی گذرد مگر اینکه به او میگوید من روز تازه ای هستم و درباره تو گواهی میدهم در من کار نیک کن و عمل خیر بجا آورد تا در روز قیامت به نفع ات گواهی دهم زیرا بعد از این هرگز مرا نخواهی دید. تفسیر نمونه جلد 22 صفحه 41 
امام علی (ع) :هرکه زیاد به کاری دست بزند به آن معروف می شود کسی که شوخی اش زیاد گشت سبک میگردد و هرکه خنده اش فراوان شد هیبت و وقارش از بین میرود . روضه کافی جلد 1 صفحه 30
امام علی (ع) : در نامه خود به امام حسن (ع) فرمودند : بپرهیز از غیرت کردن بی مورد و سخت گیری بیش از حد در مورد زنان زیرا این کار زنان سالم را سوی گناه و خطا کاری سوق میدهد. نهج البلاغه نامه 34
امام علی (ع) :هر یک از شما وقتی وارد خانه ای شد به اهل آن سلام نماید و اگر کسی در خانه نبود باز هم سلام کند زیرا خداوند که حاضر است و سوره قل هوالله را بخواند که فقر را از خانه بیرون ببرد . تحف العقول صفحه 110
امام علی (ع) :خدا رحمت کند بنده ای را که به دنبال علوم و معارف الهی می رود و پندیات و مواعظ الهی را بشنود و حفظ نموده و عمل نماید و مراقب احکام دینی و وظایف شرعی خود باشد و چون به کار خیری دعوت شد اجابت نماید و چون به گناه و معصیت خدا رسید اجتناب نماید. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 317
امام علی (ع) :از کسانی مباش که عیب ظاهری و واضح خود را نمی بیند ولی کوچکترین عیب دیگری برایش بزرگ است و نیز از کسانی مباش که گناه بسیار خویش را ناچیز می شمارد و اندک گناه دیگری در چشمان او بسیار است. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 353
امام علی (ع) :هرکس نهال دوستی غذاهای گوناگون را در نفس اش بنشاند میوه آن بیماریهای گوناگون است که از آن درو کند. غررالحکم صفحه 794
امام علی (ع) :کسی که به واسطه پیروی کور کورانه از مردم و همرنگ شدن با جماعت امری را انجام دهد که نافرمانی و معصیت خداست اصلا دین ندارد و مشرک است. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 353
امام علی (ع) :کسی که در انفاق نمودن و احسان به مردم یقین به جبران و عوض پروردگار دارد احساس و بخشش اش در راه خدا بیشتر خواهد شد چنانچه خدای متعال در سوره سباء آیه 38 فرمود : و خدا در وعده خود برای جبران احسان شما تخلف نمی ورزد. طرائف الحکم جلد1 صفحه 356
امام علی (ع) :خودخواهی و تکبر به هنگام ریاست و حکمرانی خواری و ذلت به هنگام بر کنار شدن از آن پست را در بر دارد. غررالحکم صفحه 64
امام علی (ع) : 1 .خودخواهی اساس نابودی است 2. فروتنی و تواضع نردبان بزرگواری است 3. نگاه بد دیده بان فتنه ها و سختی هاست 4. اسرافکاری هم نشین فقر است 5. وفاداری قلعه سروری میان مردم است و اطاعت از دستورات خدا سبب آبرومندی و عزت میان مردم است. غررالحکم صفحه 66 
امام علی (ع) :ستایش بی اندازه از شخص تکبر را در او پدید می آورد و پستی را در شخص ستایش کننده به بار آورد و نکوهش بی اندازه درباره خطای شخص کینه و دشمنی را بین دو طرف بیشتر می کند. غررالحکم صفحه 83
امام علی (ع) :هرکس که رفیق اهل معرفت و برادر دینی خود را از دست دهد مانند این است که شریفترین اعضای بدنش را از دست داده است. غررالحکم صفحه 795
امام علی (ع) :کسی که گناه و امر قبیحی را که دیگری انجام داد نیکو شمارد مانند این است که آن کار زشت را انجام داده و در آن شرکت داشته است. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 341
امام علی (ع) :به خدا سوگند اگر همانند شتران بچه مرده بنالید و همچون کبوتران جفت از دست داده بانگ بر آورید و همچون راهبان تارک دنیا زاری کنید و در راه خدا از اموال و فرزندان خویش ببرید تا گناهی که در نامه اعمالتان ثبت گشته و فرشتگان آن را ثبت نموده اند بخشوده شود در مقابل عذابی که بابت آن گناه بر شما از آن ترسناکم اندک و کم است. نهج البلاغه خطبه 52 
امام علی (ع) :گناهکار خندانی که به گناه خود اعتراف دارد و شرمنده خداست از شخص عبادت کننده گریانی که به عمل خود بر پروردگار مغرور گشته بهتر است. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 364 
امام علی (ع) :تباهی و فساد اخلاق انسان به سبب هم نشینی با مردم گمراه و بی دین است و اصلاح اخلاق انسان در معاشرت و دوستی با نیکان و صالحان می باشد. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 342
امام علی (ع) :روز بازپرسی و انتقامگیری شخص مظلوم از ظالم در محکمه عدل الهی بسیار سخت تر است از روز ستم شخص ظالم بر مظلوم. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 341
امام علی (ع) :برترین پاسخ به ابله خاموشی و سکوت است و سخت ترین سرزنش و نکوهش خردمند و عاقل کنایه زدن به اوست. غررالحکم صفحه 71
امام علی (ع) :دورترین حالتی که بنده از خدا دارد این است که تمام همت و توجهش به پر کردن شکمش و استفاده از شهوت جنسی اش باشد. خصال الصدوق صفحه 10 
امام علی (ع) :سرگرم شدن به چیزهای فانی و بیهوده که ارزش آخرتی ندارد عمر گرانبها را تباه می سازد و تفکر و اندیشه در غیر حکمت و پندیات الهی پیروی از هوی و هوس است.غررالحکم صفحه 77
امام علی (ع) :محبت و دوستی ما اهل بیت (ع) در سه جا برای شیعیانمان سودمند خواهد بود :1. هنگام نزول ملک الموت 2. هنگام وارد شدن دو ملک سوال و جواب نکیر و منکر در شب اول قبر 3. هنگام ایستادن در مقابل پروردگار برای حساب اعمال . بحارالانوار جلد 7
امام علی (ع) :دور اندیشی و تفکر در مورد جوانب کار قبل از انجام آن تو را از پشیمانی و ندامت پس از انجام کار ایمن می کند. 338 بحارالانوار جلد 71 صفحه
امام علی (ع) :هرکه بدی را واگذارد درهای نیکی بر رویش باز می شود و هرکه شوخی اش زیاد گشت شخصیت و هیبت و وقارش نابود شود. غررالحکم صفحه 821 
امام علی (ع) :صحبت کردن غیر ضروری با زنان نامحرم انسان سالم را گرفتار بلاها و مصیبت ها می سازد و قلب انسان را به انحراف و مریضی می کشاند.تفسیر نور الثقلین جلد 5 صفحه 532
امام علی (ع) :هرکس عاشق چیزی شود محبت آن چیز چشم و گوش او را از حقیقت کور و کر می سازد پس شخص عاشق نگاه میکند با چشمی که سالم نیست و گوش میکند با گوشی که شنوائی درستی ندارد و شهوات پرده عقل او را پاره کرده. نهج البلاغه خطبه 198
امام علی (ع) : همانا انسان تا وقتی که در نماز است جسم او و لباسش و فرش زیر پایش و در و دیوار اطرافش و هرچه در اطراف او می باشد تسبیح خدا میگوید پس چه زشت است که انسان در نماز متوجه خدای عزوجل نشود و از فرش زیر پایش پست تر گردد. میزان الحکمه جلد 5 صفحه 377
امام علی (ع) :هر دوستی که بنا و سبب آغازش غیر خدائی باشد ضلالت و گمراهی است و دوام آن محال و غیر ممکن است.میزان الحکمه جلد 1 صفحه 47 
امام علی (ع) :از آقا امیرالمومنین (ع) سوال شد کدام دوست و هم نشین از همه بدتر است ؟ فرمود آنکس که نافرمانی خدا در نظرشما خوب و زیبا جلوه می دهد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 190
امام علی (ع) :هرگاه خدای سبحان مصلحت بنده ای را بخواهد به او الهام میفرماید که کم صحبت کند و کم بخورد و کم بخوابد.مستدرک الوسائل جلد 3 صفحه 61
امام علی (ع) :شخض بخیل صندوق دار و خزانه دار ورثه خویش است. میزان الحکمه جلد 1 صفحه 375
امام علی (ع) :نگاه کردن به شخص بخیل و خسیس قلب را سخت و انسان را سنگدل میکند و خوردن غذای او انسان را مریض می سازد.بحارالانوار جلد 78 صفحه 53
امام علی (ع) :هرکس به شخص پاک و بیگناهی نسبت دروغ گناهی میدهد و به او تهمتی ناروا زند این کارش از آسمان ها و زمین سنگین تر است. بحارالانوار جلد 77 صفحه 31
امام علی (ع): بها و ارزش جان تو ای انسان بهشت است پس مراقب باش به واسطه اعمال و کردارت خودت را به چیزی جز بهشت نفروشی.بحارالانوار جلد 78 صفحه 73
امام علی (ع) :کمترین چیزی که بر انسان لازم است در مقابل خداوند بزرگ آن است که کمک نگیری و یاری نجویی از اعضای بدنت که نعمتهای الهی بر تو اند در راه گناه و ارتکاب معاصی و نافرمانی او.طرائف الحکم جلد 1 صفحه 215 
امام علی (ع) :چهار چیز اگر به کسی داده شود خیر دنیا و آخرت به او عطا شده است 1. راستی در گفتار 2. اداء امانت 3. مواظبت در غذا خوردن که حرام و شبه ناک نخورد 4. اخلاق خوش میزان الحکم جلد 3 صفحه 206
امام علی (ع) : روز خود را به گفته های چنین و چنان و یا اینکه چها و چها کردیم به سر نبرید زیرا با شما نگهبانانی هستند که سخنانتان را می نویسند و خدای عزوجل را در هر مکانی یاد کنید و زیاد بر پیغمبر (ص) و آلش صلوات بفرستید که خدای متعال دعای شما را به واسطه درود بر محمد و آلش محمد (ص) می پذیرد. تحف العقول صفحه 97
امام علی (ع) : به سبب اعمال زشتی که انجام می دهید ما را از شفاعت خود در قیامت درمانده نکنید همانا چه زشت است که مومن به بهشت رود و پرده دریده و بی آبرو باشد. تحف العقول صفحه 98
امام علی (ع) : به کودکان خود نماز را بیاموزید و چون به هشت سال برسند آنها را مسئول آن بدانید. منبع : تحف العقول صفحه 110
امام علی (ع) : هرکه میخواهد بداند نزد خدا چه مقامی دارد پس بنگرد در نزد گناهان چگونه است . تحف العقول صفحه 108
امام علی (ع) : انواع بلا را با دعا برطرف کنید سوگند به آنکه دانه را شکافت و جاندار را جان داد بلاء شتابان تر است به مومن از سیلی که از سرازیری تپه پایین رود و در دعا هایتان عافیت از بلاء ها و سختی ها را بخوانید. تحف العقول صفحه 106
امام علی (ع) : هرکس بداند که کلام او جزء کردارش ثبت میشود کمتر سخن می گوید در آنچیزی که سودش دهد و هرکه زبانش را حفظ کند مردم ازاو آسوده خیالند و او به حاجتش برسد. تحف العقول صفحه 91
امام علی (ع) : هرکه چیزی را زیاد اظهار کند به آن معروف میشود و هرکه زیاد شوخی کند سبک گردد و هرکه زیاد بخنندد هیبت و وقارش از بین می رود. تحف العقول صفحه 91
امام علی (ع) : هرکه پرده آبروی دیگری را پاره کند عیوب خانه خود را پرده دریده . تحف العقول صفحه 89
امام علی (ع) : هرکس از خود بدگویی و انتقاد کند خودش را اصلاح کرده و هرکه خود ستایی کند و خودش را پاک شمرد خودش را نابود نموده است. غررالحکم صفحه 399
امام علی (ع) : هیچکس مزه ایمان را نمی چشد تا این که دروغ را ترک کند چه کوچک باشد چه بزرگ و چه شوخی باشد یا جدی . اصول کافی جلد 2 صفحه 34
امام علی (ع) : در ضمن وصایای خود به امام حسین (ع) فرموده باشند : خوشبخت و رستگار کسی است که علمش و عملش دوستی و دشمنی اش گرفتن و رها کردنش سخت گفتن و سکوتش رفتار و گفتارش تنها بر اساس رضای الهی استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمی بر ندارد. تحف العقول صفحه 91
امام علی (ع) : کاش میدانستم کسی که از علم الهی بی نصیب مانده چه چیز بدست آورده و آنکس که از علم الهی بهره مند شده چه چیزی به دست نیاورده است. الحدیث جلد2 صفحه 1
امام علی (ع) : علم و دانش بیش از مقداری است که قابل احاطه باشد و یک فرد نمی تواند بر همه آنها واقف گردد پس سعی کنید از هر علمی بهتر و شایسته اش را فرا گیرید. الحدیث جلد2صفحه 15
امام علی (ع) : مرد با ایمانی را مخاطب ساخت و فرمود علم و ادب الهی ارزش وجود تو است پس در یادگیری آن کوشش نما چه هر مقداری که دانش و علم دینی تو افزوده شود بها و ارزش تو افزایش می یابد. مشکوة الانوار صفحه 135
امام علی (ع) : هواهای نفسانی و شهوانی مانند دشمن ترین دشمنان توست که قصد دارد خون تو را بریزد پس سعی کن که بر آن غالب و پیروز گردی و گرنه هلاکت خواهد کرد. غررالحکم صفحه 797
امام علی (ع) : هزار دوست و هم نشین بسیار نیست ولی یک دشمن برای آدمی البته بسیار است. بحارالانوار جلد 14 صفحه 264
امام علی (ع) : دنیا برای تو دو روز است یک روز به نفع تو و طبق تمایلات توست و یک روز به ضرر تو و بر خلاف خواهشهای تو است روزی که به نفع تو است و نعم الهی را در اختیار داری تکبر و سرکشی نکن و روزی که به ضرر تو است و گرفتار ناملایماتی صابر و بردبار باش . نهج البلاغه حکمت 390
امام علی (ع) : کسی که در مقابل شیفتگان دنیا اظهار ذلت کند و برای دلباختگان مال و مقام تن به ذلت و خواری دهد با این عمل جامه تقوی و عزت را از خود در آورده است. الحدیث جلد 2 صفحه 36
امام علی (ع) : از رفاقت با کسانی که رفتارشان خطا و اعمالشان ناپسند است بر حذر باشید چه آنکه آدمی به رویه و روش رفیق اش خو می گیرد و به افکار و اعمال وی معتاد میشود. نهج البلاغه نامه 69
امام علی (ع) :کسی که روزی برای فضیلتی که در تو نیست به دروغ مدحت گوید یقین بدان روز دیگر برای صفت بدی که در تو نیست مذمتت میکند.مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 65
امام علی (ع) : به پیروان خود توصیه می فرمود : جان خود را با مطالب حکیمانه نو و دلنشین خرم و شاداب سازید چه آنکه روح نیز مانند بدن وامانده و خسته میشود و پندیات الهی نیرو و نشاطش میبخشد. اصول کافی جلد 1 صفحه 48
امام علی (ع) : آداب و رسوم زمان خود تان را با زور و فشار به فرزندان خویش تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند. الحدیث جلد 2 صفحه 107
امام علی (ع) : آدمی به گفتارش سنجیده میشود و به رفتارش ارزیابی می گردد چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود.الحدیث جلد 2 صفحه 126
امام علی (ع): واعظ و سخنرانی که تو را به مطالب باطل سرگرم میکند و با سخنان هزل و بیهوده تو را گول بزند حقایق را از تو پنهان داشته و به تو خیانت نموده است. نهج البلاغه حکمت 275
امام علی (ع) : نصیحت گفتن به فردی در حضور مردم کوبیدن شخصیت آن فرد است. الحدیث جلد 2 صفحه 130
امام علی (ع) : سخنان علما و سخنرانان اگر درست و مطابق با واقعیت باشد داروی شفابخش است و اگر خطا و غیر واقعی باشد بیماری است.غررالحکم صفحه 58
امام علی (ع) : هیچ کس در ضمیر باطن خود رازی را پنهان نمیکند مگر آنکه از حرف های بیخودی او و رنگ چهره اش آن موضوع آشکار میشود. الحدیث جلد 7 صفحه233
امام علی (ع) : حقیقت سعادت عبارت از این است که عمل آدمی به سعادت ختم شود و عاقبت به خیر از دنیا رخت بندد و حقیقت شقاوت در این است که عمل آدمی به شقاوت خاتمه یابد . معانی الاخبار صفحه 345
امام علی (ع) :فرصت مانند ابر از افق زندگی میگذرد پس مواقعی که فرصتهای خیری برایتان پیش می آید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید. غررالحکم صفحه 340
امام علی (ع) : به کمیل بن زیاد فرموده اند : ای کمیل هیچ حرکت و فعالیتی نیست مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت و فهم دینی نیاز داری پس در کسب علم الهی بکوش . تحف العقول صفحه 171 
امام علی (ع) : هر خانه ای که در آن قرآن تلاوت شود و اهل آن خانه به ذکر و یاد خدای عزوجل مشغول باشند برکت و نعمت در آن خانه زیاد شود و ملائکه در آنجا حاضر شوند و شیاطین از آنجا دور شوند و چنین خانه ای برای اهل آسمان ها نور افشانی می کند همچنانکه ستارگان برای اهل زمین روشنایی و درخشش دارند ولی خانه ای که در آن تلاوت قران نشود و به یاد و ذکر خداوند عزوجل هم مشغول نباشد برکت آن خانه کم میشود و ملائکه از آنجا خارج می گردند و شیاطین در آن خانه حاضر میشوند. کافی جلد 4 صفحه 413
امام علی (ع) : پشت مرا دو مرد شکستند : 1.مرد عالم زبان باز 2.مرد جاهلی که میخواهد زاهد باشد . اولی با زبانش فسق خود را می پوشاند و دومی با زهد خود نادانی اش را . پس از عالم فاسق و مقدس جاهل هر دو پرهیز کنید که مایه فریب هر فریب خوارند. الحیاه جلد 2 صفحه 290
امام علی (ع) : اشکها خشک نمی شوند مگر بر اثر قساوت قلبها و قلب ها سخت و قسی نمی گردد مگر به سبب زیادی گناهان. تحف العقول صفحه 147
امام علی (ع) : اینکه انسان چیزی را که حاجت اوست از دست بدهد بهتر از آن است که آن را از شخصی نا اهل و نامرد طلب نماید. نهج البلاغه حکمت 66
امام علی (ع) : شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر به خاطر آنها رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است : 1. کسی از شما جز به پروردگارش امید وار نباشد 2. و جز از گناه خود نترسد 3. اگر از یکی سوال کردند و نمی داند شرم نکند و بگوید نمی دانم 4. و کسی در آموختن و یاد گرفتن مسئله ای که نمی داند خجالت نکشد.5.بر شما باد به صبر و شکیبایی در مقابل سختیها و مشکلات که مثل شکیبایی به ایمان چون سر است بر تن یعنی ایمان بدون صبر چون بدن بی سر ارزشی ندارد.نهج البلاغه حکمت 82
امام علی (ع) : حکمت را هر کجا که باشد فراگیر گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی میکند تا بیرون آمده و در سینه مومن آرام گیرد و نیز فرمود حکمت گمشده مومن است آن را فرا گیرید هر چند از منافقان و گمراهان باشد. نهج البلاغه حکمت 79 و 80
امام علی (ع) : اگر دین خودت را تابع دنیایت کردی دین و دنیایت را تباه کردی و در آخرت از زیانکاران خواهی بود و اگر دنیای خود را تابع دین ات کردی هم دین و هم دنیا را به چنگ آورده ای و در روز قیامت از جمله رستگارانی. آثار الصادقین جلد 6 صفحه 226
امام علی (ع) : به مردی فرمود : اگر از آفریدگار خود فرمانبری نمی کنی و دستوراتش را انجام نمی دهی پس روزی او را مخور و اگر دوست دشمن او هستی از مملکت او بیرون رو و اگر به تقدیرهای او راضی نیستی پرودگاری جز او برای خودت طلب کن. آثار الصادقین جلد 6
امام علی (ع) : خدای سبحان روزی فقراء را در مالهای توانگران قرار داده پس فقیری گرسنه نمی ماند جز آنکه توانگری از حق او خود را به نوایی رسانده پس پروردگار متعال ثروتمندان را در آخرت برای این عمل باز خواست کند. نهج البلاغه صفحه 420
امام علی (ع) : آید زمانی که سه چیز در میان مردم گم و نابود میشود : 1.درهمی از مال حلال بدست نمی آید و حلال خوری از بین رود. 2. زبان راستگویی در میان مردم از بین رود و جزء دروغ نگویند.3.دوستی که بتوان به او اعتماد کرد و موجب آرامش و آسایش آدمی باشد یافت نشود. آثار الصادقین جلد 21 صفحه 344
امام علی (ع) : گوش خود را به شنیدن سخنان خوب عادت بده و به آن سخن گوش دار که در شایستگی و اصلاح نفس ات تو را کمک میکند و گوش خود را از شنیدن سخنان زشت و نادرست باز نگه دار که سخن نادرست آئینه دل را به زنگار گیرد. و سبب نکوهش گردد. آثار الصادقین جلد 15 صفحه 209
امام علی (ع) : شخص مسلمان هیچ هدیه ای را به برادر مسلمان خود تقدیم نکرده که از سخن حکیمانه ای که به هدایت او بیفزاید و یا او را از فلاکت و هلاکت باز دارد بهتر و با ارزش تر باشد.کلام نور جلد 3 صفحه 112
امام علی (ع) : خدای متعال چیزی را نیکو تر از سخن و گفتار و چیزی را زشت تر از آن نیافریده به وسیله سخن روها سفید گردد و به همان وسیله روها سیاه شود بدان که سخن دربند و اسارت توست تا وقتی که لب به آن نگشوده ای و چون لب به آن گشودی تو در بند و اسارت او قرار میگیری پس همان گونه که بر طلا و نقره ات مهر می زنی بر دهانت هم مهر بزن و جز نیکو با آن مگو به راستی که زبان چون سگ درنده ای است که اگر رهایش کنی تو را می درد.چهل حدیث رسولی جلد 1 صفحه 417
امام علی (ع) : ای کمیل هیچ حرکت و عملی در دنیا نیست جز آنکه تو درباره آن نیازمند به معرفت و شناختی از دین و احکام آن می باشی . کلام نور جلد 4 صفحه 160
امام علی (ع) : صبر بر دو قسم است یکی صبر در مصیبت و سختی های دنیا که نیکو و پسندیده است و از آن برتر صبر در مقابل گناه و معاصی پروردگار است یاد خدا نیز دو قسم است : یکی به یاد او بودن در هنگام عبادت و از آن برتر یاد خدا به هنگام گناه و معصیت که مانع از ارتکاب حرام میشود. اخلاق فلسفی جلد 2 صفحه 120
امام علی (ع) : موعد و زمان فرا رسیدن مرگ در انتظار و در کمین هر فردی است زیرا هیچ کس نیست جز اینکه به همراه او از طرف خداوند نگهبانهاییست که او را از اینکه در چاه بیفتد و یا دیوار بر سرش فرو ریزد و یا درنده ای به او آسیب رساند نگه میدارند و چون موعد مرگش فرا رسد او را در مقابل آن رهایش سازند. تحف العقول صفحه 226
امام علی (ع) : ای مردم بقا پس از مرگ است حق این است که ما وارث پیش از خودیم و وارثانی پس از خود داریم همانا ما شاخه های بنهایی هستیم که در گذشتند اصل که رفت فرع هم می رود ای مردم شما منزل آخرت خود را با بهره گرفتن از منزلی که از آن می کوچید یعنی دنیا اصلاح نمائید. تحف العقول صفحه 222
امام علی (ع) : در سفارشات خود به کمیل فرمودند : ای کمیل آرام باش و خود را میان مردم شهره مساز خود را پنهان دار تا یادت نکنند ای کمیل علم الهی را یاد گیر تا فهمیده باشی همانا بر تو هیچ باکی نیست وقتی خدا دینش را به تو فهمانید که نه مردم را بشناسی نه مردم تو را بشناسند. تحف العقول صفحه 219
امام علی (ع) : خوار و زبون شدن در طاعت و بندگی خدا بهتر است از عزت و ریاست در معصیت و نافرمانی خداوند. تحف العقول صفحه 218
امام علی (ع) : از حقیقت ایمان آنست که بنده خدا راستگوئی را شیوه خود سازد تا اینکه از دروغ در آنجا هم که سود فراوان برای او دارد نفرت کند. تحف العقول صفحه 218
امام علی (ع) : اصبغ بن نباته گوید امام (ع) می فرمود : من به شما حدیثی باز گویم که سزاوار است هر مسلمانی آن را حفظ کند سپس رو به ما کرد و فرمود : خداوند هیچ بنده مومنی را در این دنیا کیفر نکند جز آنکه برای او بهتر و آبرومند تر است از اینکه در قیامت به کیفر او باز گردد و آبرویش بریزد سپس فرمود : گاهی خدا بنده مومنی را بلا دهد در تنش یا مالش یا فرزندش و یا اهل اش و این آیه را خواند سوره شوری آیه 30 : هر مصیبتی که به شما رسد حاصل عمل خود شماست و خداوند از بسیاری از آن هم در می گذرد. و تا سه بار دستش را به هم چسبانید و میفرمود : از بسیاری هم می گذرد و عفو میکند. تحف العقول صفحه 213
امام علی (ع) : راستی مومن چون بنگرد عبرت گیرد و چون سکوت کند بیندیشد و چون سخن کند یاد خدا را زنده کند و چون توانمند شود شکر کند و چون در سختی افتد صبر نماید نیت خیر بسیار دارد و به برخی از اعمال خیر که از دستش رفته افسوس می خورد که چرا انجام نداده .تحف العقول صفحه 211
امام علی (ع) : منافق چون بنگرد سرگرم است و چون لب بندد در غفلت است و چون سخنی گوید هرزه در آید و چون توانگر گردد متکبر و سرکش شود و چون به سختی افتد بی تابی و زبونی کند زود خشم و دیر رضا است قصد شر فراوان دارد و اگر کار بدی را نتواند کند افسوس میخورد که چرا فلان کار بد را نکرده . تحف العقول صفحه 212
امام علی (ع) : برای دینداران نشانه هاییست که به آن شناخته می شوند : 1. راستگویی 2. امانت پردازی 3. وفا به عهد و رفت و آمد با نیکان 4. ترحم بر فقراء 5. کم در آمیختن با زنان 6. بذل احسان 7. خوشرفتاری 8. پیروی از دانش و علم سودمند و آنچه باعث نزدیک شدن به خداست خوشا به حال ایشان و سرانجام خوبشان. تحف العقول صفحه 211
امام علی (ع ) : زبان آدمی زاد همچون ترازوئی است که گفتار حکیمانه و الهی وزن آن را زیاد میکند و گفتار جاهلانه و بیهوده و زشتی را کم می کند. تحف العقول صفحه 206
امام علی (ع) : به آنچه درباره اش نا امیدی امیدوار تر باش از آنچه بدان امید داری زیرا موسی رفت تا آتش برای خاندانش برگیرد خدا با او سخن گفت و پیغمبر برگشت ملکه سباء رفت به جنگ با سلیمان مسلمان بازگشت ساحران و جادوگران فرعون رفتند تا بر موسی غلبه کنند مومن بر گشتند. تحف العقول صفحه 207
امام علی (ع) : ای مردم خردمند نیست کسی که دل گیر شود از گفتار ناحقی که مردم درباره او میزنند و فرزانه نیست کسی که ستایش نادان را بر خود بپسندد. تحف العقول صفحه 207
امام علی (ع) : با دشمن دوستت دوست مشو تا به دوستت دشمنی کرده باشی . تحف العقول صفحه 203
امام علی (ع) : ای مردم راستی خداوند را در هر نعمتی که داده حقی است هرکه آن را اداء کند افزونش سازد و هرکه در برابر نعمتی که خدا به او داده کوتاهی کند خود را در خطر نابودی نعمت انداخته و عقوبت این عمل را میبینی پس شما باید در هنگام بخشش نعمت از جانب خداوند هراسان باشید از ادای حق آن چنانچه درباره عقوبت گناهان خود هراسانید. تحف العقول صفحه 204
امام علی (ع) : آیا می خواهید فقیه کامل را به شما معرفی کنیم : 1. او کسی است که به مردم اجازه نافرمانی خدا را نمی دهد. 2. از رحمت خدا نا امید نمی کند کسی را 3. هیچ کس را از مکر خدا غافل نمی کند 4. جز به قرآن و سنت رسول خدا (ص) به چیزی حکم نمیکند. تحف العقول صفحه 201
امام علی (ع) : عبادت نمودن بدون فقاهت یادگیری مسائل و احکام شرعی خیر و سودی ندارد و قرآن خواندن بدون تدبر و درک و فهم معانی آن خیری ندارد. تحف العقول صفحه 201
امام علی (ع) : همانا فقر و بی چیز بلائی است و بدتر از آن بیماری تن است و بدتر از آن بیماری دل و روح است و همانا وسعت ثروت نعمتی است و برتر از آن تندرستی تن است و بهتر از آن تقوی دل و قلب است. تحف العقول صفحه 200
امام علی (ع) : ای مالک این سخن را از من حفظ کن و نگهدار ای مالک کاهش دارد مردانگی کسی که یقین او به آخرت سست است هرکه سختی حال خود را فاش کند به خواری و ذلت تن داده و خود را زبون ساخته هرکه راز خود را به دیگران گوید به هلاکت رسیده است هرکه به دو سو یعنی حق و باطل رو کند از هر دو بازماند. تحف العقول صفحه 199
امام علی (ع) : شما در دنیا اندر مهلتی هستید که دنبالش مرگ است ولی به همراه شما آرزوئی است که سنگ راه کار آخر تست پس این مهلت را غنیمت شمارید و به سوی مرگ بشتابید و آرزوهای طولانی را کنار گذارید و به اصلاح آخرتتان بپردازید آیا خلاصی از مرگ است؟ و پناهی از آن میتوان یافت? و راه فراری از آن هست؟ پس تا کی به غفلت و بی خبری از آن میپردازید؟؟؟؟تحف العقول صفحه 199
امام علی (ع) : با دوستت آرام بیا و تمام اسرارت را به او مگو شاید روزی دشمن ات شود و با دشمن ات آرام بیا و از او بدگوئی مکن شاید روزی دوستت شود و تو شرمنده اش شوی. تحف العقول صفحه 198
امام علی (ع) : ای مردم بدانید بهترین شما و با ارزش ترین شما نزد خدا فرمانبرترین شما از دستورات اوست و کوشاترین شما به طاعت و بندگی خدا فرمانبرترین شان از سنت و روش رسول خدا (ص) است و نیز آنان هستند که قرآن خدا را زنده می سازند پس بدانید برای هیچکدام از خلق نزد ما برتری و فضیلتی نیست جز به بندگی خدا و پیروی از دستورات رسول خدا (ص) و پیروی از دستورات قرآن همانا این کتاب خداست در نزد ما همه و فرمان پیغمبر (ص) خدا و روش و سنت او در میان ما پس جز جاهل ونادان آن را نادیده نمیگیرد و تائید سخنانی را که گفتم در قرآن سوره حجرات آیه 14 می خوانید : (( همانا برترین شما در نزد خدا با تقوا ترین شماست )) و نیز در سوره آل عمران آیه 31 می فرماید : بگو ای پیغمبر (ص) شما ای مردم اگر دوستدار خدا هستید پس پیروی کنید از من که فرستاده اویم و نیز در آل عمران آیه 32 میفرماید (( اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را پس اگر رو گردانید به راستی که خدا کافران را دوست ندارد )) تحف العقول صفحه 179 و 180
امام علی (ع) : در نامه خود به محمد ابن ابی بکر فرمود : بدان ای محمد دنیا خانه بلاء و فناء است و آخرت خانه بقاء پس سزاوار است که بیارائی آنچه را باقی است به وسیله فانی اگر دو کار برایت پیش آمد یکی برای آخرت و دیگری برای دنیا تو کار آخرت را ترجیح بده. تحف العقول صفحه 175
امام علی (ع) : ای محمد بن ابی بکر: اگر توانایی آن را داری که کار خیر انجام دهی کوتاهی مکن و به هر کار خیری راغب باش و اگر نتوانی که کار خیری کنی و موقعیت آن نباشد نیت آن را داشته باش زیرا خداوند به هر بنده به مقدار نیتش پاداش می دهد پس هرگاه تو دوست دار خیر و خردمندان باشی اگر هم کار خیر نکنی انشاء الله چون کسی باشی که آن را انجام دهد .تحف العقول صفحه 175
امام علی (ع ): ای محمد بن ابی بکر : از خدا بترس و از مردم درباره عمل به احکام او بترس در یک موضوع دو حکم صادر مکن تا کارت پریشان گردد و از حق بلغزی برای مردم که بر آنها حکمفرمایی میکنی آنچه را بخواه که برای خانواده ات میخواهی و برای آنها ناپسند شمار آنچه را که برای خود و خانواده ات نمی پسندی درباره عمل به دستورات خدا و اجرای حدود الهی از سرزنش هیچ کس مترس و خود را استوار بدار مردم را امر به معروف و نهی از منکر کن و به آنچه از سختی ها به تو می رسد صبر کن که این امر نشانه اراده محکم و قوی برای دینداری است. تحف العقول صفحه 176
امام علی (ع) : ای محمد ابن ابی بکر: اگر برای یک ساعت از روز هم باشد که توانی پروردگارت را به خاطر رضایت یکی از خلقش از خود خشمناک نسازی همان کار را کن زیرا خدا مانند دیگران نیست و کسی و چیزی به جای او نتوانند بود . تحف العقول صفحه 174
امام علی (ع) : ای محمد ابن ابی بکر : در صحیح بودن نمازت بسیار دقت کن زیرا تو پیشنمازی و پیشنمازی نباشد که برای مردمی نماز بخواند و در نمازشان تقصیری باشد جز آنکه گناه همه ایشان بر او است و از ثواب آنها کم نشود. تحف العقول صفحه 174
امام علی (ع) : ای محمد ابن ابی بکر درباره وضویت متوجه باش که شاداب و صحیح باشد زیرا وضو تمامیت نماز است و نماز ندارد کسی که وضو ندارد بدانکه هر کارت به دنبال نماز هست و نمازت در گرو وضوی صحیح است. تحف العقول صفحه 174
امام علی (ع) :ای محمد ابن ابی بکر : بر تو باد به ملازمت تقوی و پرهیز کردن از معصیت خدا در ایستادن و نشستن و نهان و آشکارت و چون میان مردم قضاوت کنی فروتن باش و خوشرفتار و با چهره گشاده و همه را به یک چشم نگاه کن تا بزرگان و صاحبان ثروت طمع به طرفداری تو از خودشان نکنند و ناتوانان از عدالت تو نا امید گردند. تحف العقول صفحه 172
امام علی (ع) : بدانید ای بندگان خدا که پرهیزکاران که از معاصی و نافرمانی خدا پرهیز نمودند خیر دنیا و آخرت را بردند یعنی در دنیا در بهترین منازل زندگی کردند و از بهترین غذاها میل نمودند و در آخرت در بهترین قصور و منازل ساکن شوند ولی کسانی که نافرمانی خدا را کردند فقط از دنیا نصیبی دارند و از آخرت بهره ای ندارند. تحف العقول صفحه 173
امام علی (ع) : ای بندگان خدا اگر شما تقوا خدا پیشه کنید و حق پیغمبر (ص) خود را درباره خاندانش و اهل بیتش حفظ کنید خدا را به بهترین وجهی عبادت کردید و او را به وجه احسن یاد نموده اید و به بهترین وجه شکر کرده اید و اگرچه مخالفان شما نماز طولانی تری بخوانند و روزه بیشتری بگیرند و صدقه بیشتری بدهند زیرا شما به خدا و دین حق او یعنی ولایت آل محمد (ص) وفادار ترید و برای امام و ولی امر از خاندان رسول خدا (ص) خیر خواه ترید. تحف العقول صفحه 173
امام علی (ع) : ای کمیل بفهم و بدان که رخصتی در نپرداختن امانت هیچ کس نیست هرکه از ما اجازه ای در این باره روایت کند بیهوده گفته و گناه کرده و سزایش دوزخ است به خدا سوگند رسول خدا (ص) ساعتی پیش از مرگش سه مرتبه به من فرمود : ای ابا لحسن امانت را به نیکو کار و تبه کار برگردان بیش باشد یا کم حتی اگر یک نخ یا سوزن باشد . تحف العقول صفحه 169
امام علی (ع) : ای کمیل مقام و شان به این نیست که نماز بخوانی و روزه بگیری و صدقه دهی بلکه مقام این است که نماز را با دلی پاک و عملی خداپسند و با فهم و معرفت بخوانی و بنگر که در کجا نماز می خوانی و بر روی چه می خوانی اگر از راه حلال نباشد نمازت مقبول نیست.تحف العقول صفحه 169
امام علی (ع) : ای کمیل از آنها مباش که خدای متعال سوره حشر آیه 19 فرموده : یاد خدا را در کارهایشان فراموش کردند و خدا هم آنها را به خودشان واگذاشت و فراموششان کرد و آنان در فسق و گناه فرو شده و فاسق گشتند. تحف العقول صفحه 169
امام علی (ع) : ای کمیل اگر سختی و فشار بر تو روی آورد زیاد بگو (( لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم )) تا بر طرف گردد و اگر نعمتی از جانب خدا به تو رسید زیاد بگو (( الحمدلله )) تا افزون گردد و چون روزیت دیر رسید زیاد بگو (( استغفرالله ربی و اتوب الیه )) تا وسعت یابی . تحف العقول صفحه 168
امام علی (ع) : ای کمیل در امری که خدا واجب نموده اجازه ترک و رخصت نیست و در امر نافله و مستحب سختگیری نیست. تحف العقول صفحه 168
امام علی (ع) : ای کمیل به وسیله ولایت ما خود را نجات بخش از اینکه شیطان در مال و فرزندت شریک شود. تحف العقول صفحه 168
امام علی (ع) : ای کمیل بد نیست که مشکل خود را به برادرت بگویی اما برادرت کیست ؟ آنکه در سختی تو را وا نگذارد و در مجرمی از تو کناره نگیرد و قبل از آنکه بگویی نیازت را بر طرف کند و تو را در کارت تنها رها نکند. تحف العقول صفحه 167
امام علی (ع) : ای کمیل بی نوایی و تنگدستی خو را به مردم نشان مده و برای رضای خدا با عزت نفس و پرده پوشی به آن صبر کن تا خدا فرجی حاصل کند. تحف العقول صف
+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۱۷:۳۷ توسط a n نظر(0)
۱۸۹۹۵۰
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۷
طمع
أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ. 
آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است. 
 
تهیدستی
الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِى بَلْدَتِهِ. 
بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است. 
 
شناخت
الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ. 
دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه اى شفاف است. 
 
ارزش هاى رازدارى و خوشرويي
صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ. 
سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى، و شكيبايى، گورستان پوشاننده عيب هاست. و يا فرمود: پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان از خود راضى، دشمنان او فراوانند. 
 
صدقه
وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ. 
صدقه دادن دارويى ثمر بخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است. 
 
دنیا
وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ. 
چون دنيا به كسى روى آورد، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند. 
 
معاشرت
خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ. 
با مردم آن گونه معاشرت كنيد، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوى شما آيند. 
 
بخشش
إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ. 
اگر بر دشمنت دست يافتى، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده. 
 
دوست يابي
أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ. 
ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. 
شکرگذاری
إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ. 
چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد. 
 
سرزنش 
مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ. 
هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.
 
تقدیر
تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِى التَّدْبِيرِ. 
كارها چنان در سيطره تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مى انجامد.
 
در گذشتن از خطای جوانمردان
أَقِيلُوا ذَوِى الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ. 
از لغزش جوانمردان در گذريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد. 
 
عمل گرايى
مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ. 
كسى كه كردارش او را به جايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد. 
 
يارى كردن مردم
مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ. 
از كفّاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن ، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. 
 
ترس از خدا 
يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ. 
اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را مى بينى كه انواع نعمت ها را به تو مى رساند تو در حالى كه معصيت كارى، بترس. 
 
رفتار شناسى
مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِى فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ. 
كسى كه چيزى را در دل پنهان نكرد جز آن كه در لغزش هاى زبان و رنگ رخسارش، آشكار خواهد گشت.
 
روش درمان دردها
امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ. 
با درد خود بساز، چندان كه با تو سازگار است. 
بى نيازى از عذر خواهى
الِاسْتِغْنَاءُ عَنِ الْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ الصِّدْقِ بِهِ.
بى نيازى از عذر خواهى، گرامى تر از عذر راستين است.
برترين پارسايي
أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ. 
برترين زهد، پنهان داشت زهد است! 
 
ضرورت ياد مرگ
إِذَا كُنْتَ فِى إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِى إِقْبَالٍ فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى. 
هنگامى كه تو زندگى را پْشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس ديدار با مرگ چه زود خواهد بود.
 
راه بى نيازى
أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى. 
بهترين بى نيازى، ترك آرزوهاست. 
آرزوهاى طولانى 
مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ. 
كسى كه آرزوهايش طولانى است كردارش نيز ناپسند است. 
 
ارزش ها و آداب معاشرت با مردم
لِابْنِهِ الْحَسَنِ [عليه السلام] يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ. 
پسرم! چهار چيز از من يادگير (در خوبى ها )، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زيان نبيني: 
الف ـ خوبى ها 
1 ـ همانا ارزشمند ترين بى نيازى عقل است. 
2 ـ و بزرگ ترين فقر بى خردى است. 
3 ـ و ترسناك ترين تنهايى خود پسندى است. 
4 ـ و گرامى ترين ارزش خانوادگى، اخلاق نيكوست. 
ب ـ هشدار ها 
1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهيز، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيانت مى كند. 
2 ـ از دوستى با بخيل بپرهيز، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى دارد. 
3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد. 
4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهيز كه به سراب ماند: دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مى نماياند. 
 
عاقل و احمق
لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ 
زبان عاقل در پْشت قلب اوست، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.
راه جذب دلها
قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ. 
دل هاى مردم گريزان است، به كسى روى آورند كه خوشرويى كند.
روش بر طرف كردن نيازهاى مردم
لَا يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ.
بر آوردن نيازهاى مردم پايدار مگر به سه چيز، كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود، و شتاب در بر آوردن آن، تا گوارا باشد.
+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۱۷:۱۸ توسط a n نظر(0)

السلام علیک یا اباعبداله الحسین 

+ نوشته شده در ۲۰/۷/۱۳۹۵ساعت ۱۶:۲۷ توسط a n نظر(0)

حضرت فاطمه زهرا(س) از زبان دکتر

امروز او مي‌تواند زن مسلمان را بسازد. او به عنوان يک مادر در مرحله‌اي که دختري چون زينب مي‌پرورد و پسراني چون حسن و حسين (ع)، و به عنوان يک بعد ديگر زن متعالي و مثالي، همسر به عنوان کسي که در تنهايي‌ها و سختي‌ها ، نقش‌ها و عظمتهاي علي (ع) پا به پاي اوست و همچنين به عنوان يک زن مسئول اجتماعي، کسي که از بدو تولد تا لحظه‌‌اي که پدرش را تنها به زمين گذاشت و در غربت دفن شد و در خاموشي، باز يک لحظه از مبارزه نايستاد: در جبهه خارجي با کفر تا هجرت و در جبهه داخلي با انحراف و قتل تا لحظه مرگ، حتي بعد از مرگ نيز که: «علي مرا پنهان دفن کن تا بر گور من گرد نيايند و هم بر عزاي من مراسمي برپا نکنند و بر من نماز نخوانند و مراسمي بپا ندارند تا به نام من قدرتي که هم اکنون بر روي کار آمده قدرت خود را توجيه ديني نکند» زني که حتي مردن و دفن شدنش را مي‌خواهد وسيله‌اي کند براي مبارزه در راه حق و محکوم کردن ابدي و هميشگي غصب. اين است

«چگونه امروز زن مسلمان بودن»!

آغاز دهه فاطمیه تسلیت باد

از مشرق قلبم رسیده فاطمیه . رخت عزایم كو ، رسیده فاطمیه . . .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۵۲ توسط a n نظر(0)

دانلود کتابهای شریعتی

نام کتاب:
مسئولیت شیعه بودن

نویسنده:
علی شریعتی

حجم:۷۵۶k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
یک،جلوش،تا بی نهایت،صفرها

نویسنده:
علی شریعتی

حجم:۱۰۹k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
تشیع علوی-تشیع صفوی

نویسنده:
علی شریعتی

حجم:۷۰۱k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
پدر،مادر،ما متهمیم

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
فرزاد چیت ساز

حجم:۲۵۱k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
آری اینچنین بود برادر

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
ناصر باغبان
aryabooks.com

حجم:
۲۰۱k
 
لینک ۱:
 
لینک۲:
  
لینک ۲:


نام کتاب:
ابراهیم در کشاکش یک انتخاب

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
سایت شریعتی

حجم:۶۷k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 


نام کتاب:
شهادت

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
موسسه شریعتی
aryabooks.com

حجم:۷۴k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 


نام کتاب:
آخرین نامه به پدر

نویسنده:
علی شریعتی

حجم:۵۶k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 

نام کتاب:
کویر

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
aryabooks.com
emad ebook

حجم:۱۰۱۱k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
مکتب،وحدت،عدالت علی

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار
aryabooks.com

حجم:۳۸۹k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
برداشت از قرآن

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
aryabooks.com
طه کامکار

حجم:۶۰۱k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
سوره ی روم

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار
aryabooks.com

حجم:۳۵۸k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 


نام کتاب:

تجدد یا تمدن

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
aryabooks.com
herculesebooks.com

حجم:۱۸۹k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
پیروان علی و رنجهایشان

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار
aryabooks.com

حجم:۲۰۵k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
بازگشت به خویشتن

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار

حجم:۱۹۷k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
فاطمه فاطمه است

نویسنده:
علی شریعتی
 

حجم:۱۲۵۶k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 
لینک۳:


نام کتاب:
نیازهای انسان امروز

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار

حجم:۲۳۵k
 
لینک۱:
 
لینک۲:
 


نام کتاب:
راه یا بیراهه

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
رضا علیخانی

حجم:۱۵۸۸k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
علی ،حقیقتی بر گونه ی اساطیر

نویسنده:
علی شریعتی

تهیه و تدوین:
طه کامکار
aryabooks.com

حجم:۲۵۷k
 
لینک۱:
 
لینک۲:


نام کتاب:
وصیت نامه شریعتی

نویسنده:
علی شریعتی
 

حجم:۹۲k
 
لینک۱:
 
لینک۱:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۴۲ توسط a n نظر(0)

سخنان شریعتی

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. دکتر علی شریعتی

 

خداوندا
از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام 
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن دکتر علی شریعتی

 

کورتر از آن هایی که نمی خواهند ببینند وجود ندارد. دکتر علی شریعتی

 

ای خداوند! 
به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدان ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع)و به فرقه های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری
و شایستگی نجات و عزت ببخش دکتر علی شریعتی

 

نامم را پدرم انتخاب کرد! 
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! 
دیگر بس است! 
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد... دکتر علی شریعتی

 

عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند. دکتر علی شریعتی

 

آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند. دکتر علی شریعتی

 

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است. دکتر علی شریعتی

 

وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! دکتر علی شریعتی

 

نیایش ، معراج به سوی ابدیت، پرواز به قله ی مطلق و صعود به ماورای آن چه هست می باشد !دکتر علی شریعتی

 

مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن. دکتر علی شریعتی

 

"دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آسانی استشمام بوی گل می فهمد، 
اما اگرکسی فقط فهمیدن عقلی را می فهمد، خدا برایش مجهولی است دست نایافتنی" دکتر علی شریعتی

 

ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی محکوم شده ایم. اندیشه ما را ،دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم. دکتر علی شریعتی

 

خدایا! آتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اند بسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.دکتر علی شریعتی

 

خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.دکتر علی شریعتی

 

در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند. دکتر علی شریعتی

 

 آن که معترض نیست ، منتظر نیست. و منتظر ، معترض نیست.دکتر علی شریعتی

 

انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد چگونه می تواند؟!  مگر انسانهایی که عمر را بی چِرا به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علف اند اینها که "گوسفندان" دو پایند!!!!  دکتر علی شریعتی         

 

تمامي تاريخ به سه شاهراه اصلي مي پيوندد:آزادي،عدالت و عرفان!

نخستين،شعار انقلاب كبير فرانسه بود و به سرمايه داري و فساد كشيد.

دومي شعار انقلاب اكتبر بود و به سرمايه داري و جمود كشيد.

سومين شعار مذهب بود و به خرافه و خواب! دکتر علی شریعتی

 

در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.دکتر علی شریعتی

 

سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت. دکتر علی شریعتی

 

پیروزی یکروزه به دست نمی آید ، اما اگر خود را پیروز بشماری ، یکباره از دست میرود. دکتر علی شریعتی

 

تقلید نه تنها با تعقل سازگار نیست ، بلکه اساسا کار عقل این است که هرگاه نمی داند ، از آنکه می داند تقلید می کند و لازمه ی عقل این است که در این جا خود را نفی نماید و عقل آگاه را جانشین خود کند. دکتر علی شریعتی

 

شما وقتی می توانید به نیمه ی پر لیوان نگاه کنید که قادر به پر کردن نیمه ی دیگر نباشید.دکتر علی شریعتی

 

سری که رنج و تعهد و هدف ندارد به دنبال " سرگرمی " می گردد. دکتر علی شریعتی

 

انسان موجودی است که باید دوست بدارد و بپرستد.دکتر علی شریعتی

 

اضطراب ها همه زاده ی انتظارها است.دکتر علی شریعتی

 

هجرت تنها عامل تکوین یک تمدن در طول تاریخ بوده است.دکتر علی شریعتی

 

نومیدی هنگامی که به مطلق می رسد یقینی زلال و آرام بخش می شود.دکتر علی شریعتی

 

" رجعت " شور انگیزترین آرزوی دل ها ی خو ناکرده به تبعید گاه است.دکتر علی شریعتی

 

خدا تنها به معنی آفریننده ی هستی نیست، بلکه معنی هستی نیز هست.دکتر علی شریعتی

 

ایمان چه قدر لغت قشنگ است! آن چیزی است که به روح آواره و متشتت و پریشان و تجزیه شده ، تکیه گاه می بخشد.دکتر علی شریعتی

 

تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق.دکتر علی شریعتی

 

انتظار بزرگ ترین عامل آماده باش و آمادگی هست.دکتر علی شریعتی

 

راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.دکتر علی شریعتی

 

بزرگ ترین رنج این است که آدم باشد، بدون این که بداند برای چه هست؟شیطان یکه از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا یکی از ابعاد دیگر خود ماست.دکتر علی شریعتی

 

وای که چه زشت و سرد است روح عالِمی که بی درد است! اندیشه ی خردمندی که نمی پرستد! نسل جوانی که ایمان ندارد!دکتر علی شریعتی

 

هر معبدی در انتظار نیایشگر تنهای خویش است. دکتر علی شریعتی

 

مذهب سنتی ، تجلی روح دسته جمعی یک جامعه است .دکتر علی شریعتی

 

تو میدانی وهمه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من، از آوردن برق امیدی در نگاه من، از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.تو میدانی و همه می‌دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو، زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ من است.از شادی توست که برق امید در چشمان خسته‌ام می درخشد. و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم.
نمی توانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام، دریاب ! دریاب !من ترا دوست دارم، همه زندگیم و همه روزها وشبهای زندگیم، ‌هر لحظه زندگیم بر این دوستی شهادت می دهند، شاهد بوده اند وشاهد هستند،‌
آزادی تو مذهب من است،
خوشبختی تو عشق من است،
آینده تو تنها آرزوی من است. دکتر علی شریعتی

 

پوچی زندگی امروز یعنی « فدا کردن آسایش برای فقط و فقط وسایل آسایش » دکتر علی شریعتی

 

فرد در موقعی ساخته می شود که کوشش می کند تا دیگران را بسازد.دکتر علی شریعتی

 

خدايا! ... 
رحمتی کن ، 
تاايمان ، 
نام و نان برايم نياورد! ... 
قوتم بخش ، 
تا نانم را ، 
و حتی نامم را ، 
در خطر ايمانم افکنم! ... 
تا از آنانی نباشم که ، 
پول دين را می گيرند ، 
و برای دنيا کار می کنند! ... 
بلکه از آنانی باشم که ، 
پول دنيا را می گيرند ، 
و برای دين کار می کنند! ... دکتر علی شریعتی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۲۷ توسط a n نظر(0)

سخنان شریعتی_امام علی(ع)

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر... دکتر علی شریعتی

 

مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و  آشنایی منطقی از  آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی... دکتر علی شریعتی

 

محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است.ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.
هر کسی که علی را بشناسد،محبت واقعی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد.دکتر علی شریعتی

 

علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است. دکتر علی شریعتی

 

در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.
کدام عبارت؟کدام جمله؟
آن ۲۵ سال سکوت علی است. دکتر علی شریعتی

 

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟ 
او با علی آشناتر است. دکتر علی شریعتی

 

درد علي دو گونه است: دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند.
اما اين درد علي نيست 
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده است ،تنهايي است كه ما آن را نمي شناسيم .بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را ، كه علي درد شمشير را احساس نمي كند.
و ....ما 
درد علي را احساس نمي كنيم. دکتر علی شریعتی

 

من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست! دکتر علی شریعتی 

 

ما يك ملت «دوستدار علي» ‌هستيم، اما نه «شيعه علي »‌! 
چراكه شيعه علي ، علي ‌وار بودن، علي ‌وار انديشيدن، علي ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي ‌وار زيستن، علي ‌وار پرستيدن و علي ‌وار خدمت كردن است. دکتر علی شریعتی

 

«شيعه علي بودن» از «چون علي عمل كردن» شروع مي‌شود. دکتر علی شریعتی

 

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت. دکتر علی شریعتی

 

علي سه شعار گذاشت ، سه شعاري که همه هستي خودش و خاندانش قرباني اين سه شعار شدند : « مکتب » ، «وحدت» و «عدالت» . دکتر علی شریعتی

 

وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید ! 
فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! دکتر علی شریعتی

 

از هنگامي كه به جاي شيعه علي بودن و از هنگامي كه به‌جاي شيعه حسين بودن و شيعه زينب بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شده‌اند و بس، در عزاي هميشگي مانده‌ايم! دکتر علی شریعتی

 

تشیع صفوی،بر خلاف تشیع علوی مذهب راه حل یابی است برای گریز از مسئولیت ها. مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن ، نه تحقیق و تفسیر قرآن.تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن. توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور، کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید نتیجه یک ذره کار نیک را می بینی، و کیفر ذره ای کار بد را می چشی ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره ) دکتر علی شریعتی

 

خدايا به من زيستني عطا کن، که در لحظه ي مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطا کن که بربيهودگيش سوگوار نباشم . براي اينکه هر کس آنچنان مي ميرد که زندگي مي کند. خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .خدايا رحمتي کن تا ايمان ، نان ونام برايم نياورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم ، تا از آنهايي باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار مي کنند ، نه از آنهايي که پول دين مي گيرند و براي دنيا کار مي کنند . دکتر علی شریعتی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۲۱ توسط a n نظر(0)


مقالات امام علی (ع) > امام علی علیه السلام از نگاه دیگران

امام علی علیه السلام از نگاه دیگران

• جرج جرداق نویسنده و پژوهشگر مسیحی:
" آيا از فرمانروايي خبر داري که خود نان سير نخورد زيرا که در کشور او کساني يافت مي شدند که با شکم سير نمي خوابيدند و جامه نرم نمي پوشيدند؟(زيرا در ميان ملت کساني بودند که لباس خشن و درشت مي پوشيدند) و درهمي را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و ياران خود هم وصيت کرد که غير از اين راه و روش نپيمايند. برادر خود را به خاطر يک دينار - که بدون حق از بيت المال طلب مي کرد - مورد بازخواست قرار داد و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يک گرده نان که به عنوان رشوه از ثروتمندي گرفته و خورده بودند، تهديد کرد و به محاکمه و دادگاه کشانيد. 
نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويدان شرق است. چه مي شد بر تو اي دنيا، اگر نيروهاي خود را جمع مي كردي و در هر زماني يك علي مي آوردي با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش! "


• استاد امين نخله يكي از دانشمندان مسيحي: 
" هر گاه كسي بخواهد بيماري روح وروان خود را درمان كند، بايد به گفتار امام علي(ع) در نهج البلاغه روي آورد و راه و روش زندگي را در پرتو اين كتاب ارزشمند بياموزد."

• محمد بن ادريس رئيس مذهب شافعي از مذاهب اربعه اهل تسنن، درباره علي (ع) سروده اي دارد كه مضمون آن چنين است:
" هر گاه علي جايگاه و حقيقت خويش را براي مردم آشكار كند، هر آينه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعي مُرد وعاقبت نفهميد علي(ع) پروردگار است، يا پروردگارش مال اوست."


• ميخائيل نعيمه، نويسنده صاحب نظر و متفكر انساني مسيحي عرب: 
"هيچ مورخ و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز برخوردار بوده باشد، نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند علي(ع) در مجموعه اي كه حتي داراي هزار صفحه باشد، ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن مرد عرب و گفتار و كرداري را كه ميان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده است. تفكرات ، ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده است."

• عبدالفتاح عبدالمقصود نويسنده و دانشمند مشهور مصري، مي نويسد:
" پس از محمد (ص) كسي را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد، يا بتواند در رديفش بيايد، جز پدر فرزندان پاك و برگزيده پيغمبر( علي بن ابي طالب) و من در اين سخن به طرفداري تشيع وارد نشده ام، بلكه اين رايي است كه حقايق تاريخ به آن گوياست. او، برترين مردي است كه مادر روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي درخشد، آري او مجسمه اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته شده است."

• جبران خليل جبران نويسنده معروف مسيحي مي نويسد:
"علي از جهان درگذشت، در حاليكه شهيد عظمت خود شد. در حالي كه نماز ميان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبريز بود. عرب حقيقت مقام و قدر علي را نشناخت، تا از ميان همسايگان پارسي آنان، مردمي به پا خاستند و بين گوهر و سنگ ريزه را فرق گذاشتند."

• بارون كاردايفو دانشمند فرانسوي، مي نويسد: 
"علي مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخيله خود اوست، پهلواني بود كه درعين دليري ، دلسوز و رقيق القلب، و شهسواري بود كه در هنگام رزم آرايي، زاهد از دنيا گذشته بود. به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت و در حقيقت ، جان خود را فدا نمود. روحي بسيار عميق داشت كه ريشه آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي آن را فرا گرفته بود."


• شبلي شميل از پيشتازان مكتب ماديگري، در فضايل اميرالمؤمنين (ع) مي گويد: 
" پيشوا علي بن ابيطالب(ع) ، بزرگ بزرگان، يگانه نسخه اي است كه نه شرق و نه غرب ، نه در گذشته و نه در امروز صورتي مطابق اين نسخه نديده است..."


• سرپرسي سايکس و امام علي (ع)
"اين که اهالي ايران در او مقام ولايت قائل شده و او را به اصطلاح سرپرست حقيقي و مربي الهي مي دانند واقعا اين عقيده قابل تحسين و شايان بسي تمحيد است اگر چه مقام و مرتبه ي او خيلي بالاتر از اينها است."


• بولس سلامه و حضرت علي (ع)
"اگر سوال کنند چرا در مورد علي شعر سرودي با آنکه تو مسيحي هستي؟ در جواب مي گويم: هر يک از ابيات کتاب جواب سوال توست و هر کدام بيانگر فضلي از فضايل اوست. و علي مردي است که همه مسلمين او را به عظمت ياد مي کنند، و مسيحي ها هم او را به بزرگي و زهد تقوي ياد مي کنند. و احاديث او را در مجالس خود ذکر مي کنند. و من در روي زمين کسي را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از علي نيافتم، کل زندگي اين مرد مشوب به غصه هاي متعدد بود، علي عليه السلام از آن روزي که چشم خود را در کعبه باز کرد. تا وقتي که چشمش را در مسجد بست، درگير با مشکلات و مصائب بود و ...، ولي در برابر همه آنها صبر کرد. ... اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبي من شيعه هستم، سپس خطاب به حضرت علي عليه السلام مي گويد: شعر من در ساحل بيکران تو يک سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است پس اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين عليه السلام از من قبول کن.
• جرجى زیدان ، نویسنده معروف مصرى مدیر مجله (الهلال ) مى گوید:
"آیا على پسرعموى پیغمبر و جانشین و داماد او نبود؟ آیا او آن دانشمند پرهیزگار و دادگر نبود؟ آیـا او آن مـرد بـا اخـلاص و غیور نبود كه در پرتو مردانگى و غیرتش اسلام و مسلمانان عزت یافتند؟"

• توماس كازلایل ، فیلسوف و نویسنده مشهور انگلیسى مى گوید:
"امـا عـلى ، مـا را جـز ایـن نـرسـد كـه او را دوسـت بداریم و باو عشق بورزیم چه او جوانمردى بـلنـدقـدر و بـزرگ نـفـس بـود. از سـرچـشـمـه وجـدانـش مـهـر نـیـكـوئى سیل آسا سرازیر مى گشت ، از دلش شعله هاى نیرومندى و دلاورى زبانه مى كشید. شجاعتر از شیر ژیان بود اما شجاعتى ممزوج با مهربانى و لطف و رافت و دلنرمى ...

• دکتر علی شریعتی
مسئولیت شیعه بودن 
“ مسئولیت شیعه بودن “، غیر از آن که یک بحث علمی و فلسفی و اعتقادی بسیار عمیق است، در قلمرو و تحقیق محقق و متفکر و آشنا با مسائل علمی، خود بخود، بحثی عمومی نیز هست، که هرکه به مکتبی - یا مذهبی - معتقد می شود، مسئولیت هایی را متوجه خویش می کند و “ شیعه بودن “ نیز از این قاعده مستثنی نیست. 
هرکس - در هر سطحی از تفکر علمی - با اعتقاد به هر مکتب و مذهبی، باید خویشتن را در برابر این پرسش بیابد که: “ اعتقادم، چه مسئولیت هایی را متوجهم می کند؟ “ بخصوص وقتی که مسأله “ شیعه بودن “ است و مسئولیت بسیارجدی تر و سنگین تر. چرا که یکی از خصوصیات مذهب تشیع - نسبت به سایر مذاهب برادر در اسلام - تعریف ایمان است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۱۶ توسط a n نظر(0)

شخصیت علمی، فرهنگی علی علیه السلام

 ((سلونی قبل أن تفقدونی))


صدای درخواست علی (ع) که با تضرع، از مردمش می خواست تا ازعلم و معرفتش سرمست شوند، در میان همهمه حاضران گم شد! پنهان شد! و پس از آن با سؤال بی ربط و بی محتوای شخص کوته فکری از دست رفت! تمام شد! فقط اثری از آن در کتب تاریخی بجای ماند، تا در سالهایی دور و در روزگاری دیگر،‌ دانشمند سنی مذهبی چون ((ابن ابی الحدید)) بگوید:


((این ادعایی است که در طول تاریخ فقط شخصیتی مثل علی (ع) کرده است و می تواند بکند))


همانا این سید انسانهای متکامل و رشد یافته است که ضمن رعایت اصل اعتدال و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط درگرایش به یکی از این جنبه ها، همه ابعاد وجودی خویش را در حد اعلای خود پرورش می دهد. به گواهی تاریخ، علی (ع) در رشته های گوناگون از علوم عقلی و نقلی، طبیعی و ماوراء الطبیعه، ریاضیات و اخلاقیات و اقسام فنون و حرفه های دیگر تخصص داشته اند، که برخی از آنها را بر می شماریم:


- ساخت اولین مدرسه اسلامی در ((صفه)) و تدریس در آن مدرسه


- انجام معالجات پزشکی (جذام- ضدعفونی- امراض داخلی)


- تدوین قرآن کریم


- ابداع علم صرف و نحو عربی و علم تجوید و تعلیم این علوم


- ستاره شناسی و جهت یابی در شب: (اولین بار در راه ?جلولا و نهاوند? برای لشکر، مورد بهره برداری قرار گرفت.)


- تدریس زبان خارجی: (زبان پارسی ساسانی- زبان سریانی- خط پهلوی)


- دعوت عی (ع) به دانشگاه جندی شاپور خوزستان جهت تدریس ادبیات، طب و علوم دیگر که به علت وقوع جنگ صورت نگرفت.


- تعلیم مدیریت: (هرکس را که برای اداره قسمتی از کارهای حکومتی و دولتی       می فرستادند، پیش از آن می بایست کلاس مدیریت را می گذراند. این مدرسه در مدینه قرار داشت.)


- تسلط و تکلم به لهجه ها و زبان ملتهای جهان، حتی گویشهای محلی که البته غیر از عربی، تلکم به زبانهای فارسی، ترکی، عبری، لاتین و هندی در تاریخ زندگی ایشان درج گردیده است.


- ترجمه کتب علمی (امیرالمؤمنین ((قراباذین)) اثر دانشمندان دانشگاه جندی شاپور را از پارسی به عربی برگرداند، و راه را برای دیگران گشود.)


- تدریس علوم اسلامی ازجمله: عرفان، فقه، علوم قرآنی، فلسفه و ... در سنین جوانی


- تسلط کامل بر تورات و انجیل (علاوه بر قرآن)


- شناخت تاریخ گذشتگان و تاریخ ملل دیگر (ازجمله ایران و تاریخ آن)


- برگزاری کلاس تعلیم قضاوت و استوار ساختن اصول محاکمات حقوقی و جزایی


- فلز شناسی


جدا از تخصصهایی که در رشته های پیشین ذکر شد، امیرالمؤمنین را می توان یکی از بزرگترین نویسنده ها و خطبای تاریخ ادبیات عرب نام برد. به شهادت تمام ادبا و عقلای تاریخ، نهج البلاغه اثری است از قرآن- کلام الهی- فروتر و از کلام بشر، فراتر!


به غیر از قرآن منسوب به مولای متقیان، ایشان اولین نویسنده در تاریخ اسلام هستند و پس از ایشان است که سلمان فارسی ، ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته و عبدا... ابن ابی رافع نیز به تألیف کتب اسلامی پرداختند. حضرت علی (ع) دوازده کتاب تألیف نمود که موضوع آنها: علوم قرآنی، پیشگویی حوادث عالم، احادیث پیامبر اسلام (ص) ، واجبات دین، ابواب فقه، علوم سیاسی اجتماعی، مباحث مدیریتی، وصیت نامه به محمد حنفیه و دیوان شعر است. بیشتر آنها هم اکنون از جمله میراث امامت محسوب شده و نزد حضرت صاحب الزمان (عج) موجود است. البته باید توجه داشت همه علومی که پیش از این ذکرشد،‌ مواردی بودند که زمینه و شرایط اجتماعی آن روز اجازه بروز این علوم را به مولای متقیان داد، چه بسا اگر ذهن و معرفت مردم و ظرف علمی جامعه، ظرفیت و یا زمینه بروز بیش از این را داشت مواردی بیش از آنچه ذکر شد از سیره امیرالمؤمنین به ظهور می رسید و یا اینکه چه بسا علوم دیگری هم به دست بشر می رسید که به دلیل همین نبودن ظرفیتها از دسترس بشریت به دور مانده و در سینه پرنورشان به امانت مانده است تا رسیدن زمان آن، ان شاءا...! چرا که امام مخزن علم الهی است و تمام اسرار و رموز هستی در نزد او موجود است، ولی چون تسلیم محض خداست هرگاه خداوند بخواهد از آن علم استفاده خواهد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۴:۳۹ توسط a n نظر(0)


توصیف بخشی از وقایع ظهور توسط امیرالمومنین(ع) در خطبة البیان
ای وای بر کوفه و آنچه برآن وارد می شود از سفیانی در آن زمان که او از ناحیه حجر بیاید با اسبهای قوی بتازد که بر آن اسبها مردان همچون شیران دلاور و کرکس های شکاری سوارند . و سر کرده آنان شخصی است که نامش با حرف (( شین )) آغاز می شود. جوانی که اشتراست( یعنی پلک او روی چشمش افتاده و یک چشم است) و امیرمومنان دانای به نام اوست ، بیرون می آید و بزرگان بصره را کشته و زنان را به اسارت می برد و چند جنگ در آنجا واقع می شود و درغیر این سرزمین نبردهایی در میان تل ها و پشته ها بوقوع می پیوندد . پس شخصی گندمگون در آنجا کشته شود .

شـرح « خُطْـبَةُ الْبَـیـان »
بسم الله الرحمن الرحیم


امروزه و خصوصا پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و با به صحنه آمدن دین اسلام و حضور در شؤونات مختلف زندگی ما و همچنین ویژگی ممتاز این عصر که تولید ، پردازش و انفجار سرسام آور انواع اطلاعات است ، بحث مهدویت و تبیین مختصات قیام مصلح آخرالزمان از جمله مقولاتی است که در رسانه های مختلف دیداری ، شنیداری و مکتوب عرضه میگردد .
فرهنگ ارج نهادن بر کتاب و نوشتار و خواندن و نوشتن که ابزار مهم و تاثیرگذار در کسب علم و معارف الهی و گسترش آن است و کرارا مورد تایید و تاکید بزرگان دین ما قرار گرفته ، گمشده ی بسیاری از مومنین است که سیراب شدن ایشان از زلال معارف حقه را موکول به بهره بردن از رسانه های دیداری شنیداری میکند که طبعا ماندگاری کمتری دارند .
بر این اساس پیاده سازی ، ویرایش و نشر مباحثی که در جلسات مستمر این هیئت مطرح میشود از جمله راهکارهای گسترش معارف الهی و خصوصا بحث مهم مهدویت است .
نوشته حاضر برگردان جلسه ای است تحت عنوان (( شرح گزیده ای از خطبة البیان حضرت امیر المومنین علیه السلام )) که در ویژگی های آخر الزمان ، علائم قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و خصوصیات یاران آن بزرگوار بیان شده است .
خطبه البیان که در بعضی نسخ به «خطبه الافتخار» نیز نامگذاری شده در کتب شریفی چون «الذریعه الی تصانیف الشیعه» شیخ آقا بزرگ تهرانی ، در المنظم محمد بن طلحه شافعی ، علائم الظهور سید شبّر ، مشارق انوار الیقین حافظ رجب برسی ، بحر المعارف ملا عبدالصمد همدانی ، الزام الناصب حائری بارجینی ، شرح حدیث غمامه قاضی سعید قمی ، الشیعه و الرجعه شیخ محمدرضا طبرسی ، جامع الشتات میرزای قمی و عجائب الاخبار سید حسین کتکانی بحرینی نقل گردیده است . 
خطبه البیان از جمله سخنان گهرباری است که منسوب به امام اول شیعیان حضرت علی علیه السلام می باشد و در اواخر عمر شریف حضرت و در بصره یا کوفه ایراد گردیده است . این خطبه چهار بخش دارد که عبارتند از ؛ 
بخش اول ؛ حمدو ثنای الهی و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت حضرت ختمی مرتبت
بخش دوم ؛ معرفی صفات محیر العقول خویش
بخش سوم : علائم آخرالزمان و خصوصیات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش
بخش چهارم ؛ قیامت و ویژگیهای آن

لازم بذکر است این جزوه برگردان سخنرانی برادر سید مهدی طباطبایی در شرح گزیده یی از بخش سوم این خطبه شریف میباشد .

امیرمومنان حضرت علی ( ع ) در خطبه ای معروف به خطبه البیان در قسمتی ازآن می فرمایند :
پیغمبر اکرم بر من فرمود : تجتمع فی امتی مع الخصلتی لم تجتمع فی غیرها .
صد خصلت در امت من جمع خواهد شد در آخر الزمان ، که در هیچ امت غیر اسلامی این صفات جمع نخواهد شد . 
افرادی که در آن جلسه حضور داشتند از حضرت در خواست کردند آن ویژگی ها را برای ایشان تشریح فرمایند . حضرت امیر (ع) پس از حمد و سپاس خداوند متعال ، یادی از پیغمبر نمودند و بعد فرمودند : من شما را خبر دهنده ام به آنچه که در بعد از من می گذرد و به آنچه که در آخرالزمان به وقوع می پیوندد تا خروج صاحب الزمان که بپا دارنده امر ما و از ذریه فرزندم حسین (ع ) است . اهل علم پرسیدند که آن واقعه در چه هنگام است ؟ایشان فرمودند زمانی که این خصلتها نمایان شود و آنها بدین شرحند :
زمانی که مرگ در فقها شایع شود ( حال یا مرگ طبیعی و یا مرگ فقه ) . امت محمد (ص ) نمازها را ضایع کنند و از شهوات پیروی کنند . امانتداری کم و خیانتها فراوان گردد . مسکرات را بیاشامند . دشنام دادن به پدر و مادر شعارشان گردد . به سبب کینه و دشمنی با یکدیگر نمازی در مسجد به پا دارند و از آن بعنوان خورد وخوراک استفاده شود . در انجام گناهان زیاده روی و در انجام کارهای خوب کم کاری کنند . برکت از سال و ماه و هفته و روز و ساعت برداشته می شود . آب و هوای در فصل باریدن باران آب و هوای تابستان باشد و باران نبارد. پسر کینه پدر و مادر را بر دل گیرد . اهل آن دوران چهره های پاکیزه و باطن های زشت دارند . هر کس که آنها را مشاهده کند در شگفت شود و هرکه با او معامله کند به او ستم روا دارند . چهره هایشان بسان آدمیان و دلهایشان دلهای شیاطین است. آنان از گیاه سدر تلختر و از مردار گندیده تر و از سگ نجس تر و از روباه حیله گرتر هستند . آز و طمعشان از مشعب (که در عرب، ضرب المثل طمع است) بیشتر و از حیوان مبتلا به بیماری گری چسبنده ترند . آنان را از منکری که انجام می دهند، نمی توان نهی نمود. وقتی با ایشان سخن گویید، تکذیب کنند و اگر امینشان دانستی به تو خیانت کنند و اگر از آنها رو برگرداندی عیب تو را گویند . اگر تو را مالی باشد به تو رشک برند و اگر در بذل مال بخل کنی کینه ات را به دل گیرند . و در مقابل پند،تو را دشنام دهند . دروغ بسیار شنوند ومال حرام بسیار خورند . ربا را حلال می دانند . خوردن مسکرات و سخنان شر و فتنه انگیزو 
افسانه های دورغ و حرام وشادمانی و نشاط و آوازه خوانی به غنا و ساز و نوازها را جایز شمارند . فقیر در میانشان خوار و پست و مومن را ناتوان و پست دانند . دانا در نزدشان بی قدر است . و فاسق در نزدشان گرامی ، ستمکار در نزدشان بزرگ و ناتوان در نزدشان ناچیز و صاحب قدرت در نزدشان مالک و ثروت در نزدشان دولت است .
امر به معروف و نهی از منکر نکنند . امانت را غنیمتی دانند که در تصرفش هیچ رد و منعی نیست . زکات مال خود را دفع کردن نوعی ضررمیدانند. مردان کورکورانه از زنان خود فرمانبرداری می کنند. در آن زمان فرزندان زنا فراوان گردد. پدران هر کار زشتی را از فرزندان خود ببینند، خوشحال و مسرور گردند و آنها را از انجامش بر حذر ندارند . مرد از زن خود عمل زشت را به رای العین ببیند و او را نهی نکند . اگر در موردشان سخن زشتی گفته شود ترتیب اثر ندهند . پس آنان ، آن بی غیرتانی هستند که خدا نه سخنی ازآنان پذیرد و نه کار درستی و نه عذر و پوزشی . خوراک چنین اشخاصی حرام و ازدواجشان ازدواج گناه است که کشتن آنها در شریعت اسلام امری روا و رسوا کردنشان در میان عام وخاص جایز شمرده می شود . و در روز رستاخیز در آتش دوزخ جاودانه خواهند شد . و در مقابل پدر و مادر خود سر به نافرمانی بردارند . در حقشان جفا دارند و همتشان را بر نابودی برادر خود گمارند . زنان همسری از زنان برای خود اختیار کنند و خودشان را برای همجنس خود بیارایند. آنچنانکه عروس خود را برای شوهرش می آراید . دولت کودکان در هر جا آشکار گردد. خواندن زنهای خواننده و رقاصه و غناهای حرام، حلال شود . اکتفا کردن مردان به مردان و زنان به زنان روا باشد . زنان بر زین ها سوار شوند . و بر شوهر خود استیلا داشته باشند . و در هر امری سلطه خود را اعمال کنند . در آن زمان نوای اهل فجور بلند شود .. مردم فسادوغنا را دوست دارند . وبه حرام و ربا معامله کنند . علمایشان سرزنش گردند. در میان ایشان ریختن خون فراوان گردد. قضاتشان قبول رشوه کنند . مردم سه گونه حج را به جای آورند: ثروتمندان برای گردش و استراحت، میانه حال برای تجارت و فقرا برای گدایی . در آن دوران احکام باطل ، ناچیز و اسلام سبک شمرده شود . و دولت شریران و بدکاران آشکار گردد. ستمگری روا باشد و ستم پیشگی در تمام شهرها معمول گردد. در چنین زمانی تاجر در تجارت خود دروغ گوید و زرگر در زرگری خود و هر صاحب صنعتی در صنعت خود. پس کسبها اندک شود و راههای معیشت تنگ شود . در مذاهب و روشها اختلاف روی دهد . و فساد رو به تزاید نهد و رشد و هدایت کم شود . دلها سیاه شود و پادشاهان ستمکار بر آنان حکومت کرده میانشان داوری نمایند.
چون این زمان پیش آید، دانشمندان و دانایان می میرند و دلها فاسد می شود . گناهان رو به فزونی می نهند و قرآنها به کناری گذاشته می شود. مساجد تخریب و آرزوها دور و دراز می گردد. اعمال نیک تقلیل می یابد . حصارها و پایگاهها برای جلوگیری از حوادث بزرگ در شهرها بنا می شود . در چنین زمانی اگر کسی از آنها در شبانه روز نماز گزارد، چیزی در نامه اعمالش ثبت نمی شود و نماز از او پذیرفته نمی شود. زیرادر آن حال که نماز می گزارد در این فکر است که چگونه در حق مردم ستم روا دارد و چگونه با مسلمانان نیرنگ کند . آنان ریاست را برای فخرفروشی و مباهات و وسعت دادن به دامنه ستمگران طلب کنند . مساجدشان تنگ 
می شود . و کافر در حقشان حکم می کند. برخی بر برخی ستم روا می دارند و بعضی از آنها بعضی دیگر را از سر کینه و دشمنی می کشند . آنان بر آشامیدن مسکرات فخر می فروشند . در مساجد سازها و نوازها به صدا درآید و کسی نیست که آنان را از این عمل بازدارد . بزرگانشان زنا زادگان و مردمان پستند . در آن زمان افرادی صاحب مال و منال هستند که مالک آن نیستند . آنان افراد پست و پلیدی هستند از فرزندان پست و پلید . روسا ریاست را به کسی تفویض کنند که در خور چنین مقامی نیست . سخنانی جز دشنام بر زبان نیاورند. کردارشان از سر توحش باشد و آنچه انجام می دهند برآمده از جنس باطنشان باشد. یعنی پستی باطن خود را نشان 
می دهند .آنان در زمره ستمکارانی هستند که در ستمگری از چیزی فروگذار نکنند . بزرگانشان بخیلان و گدایانند. بدعتها آشکار شود .
فقهایشان آنگونه که خواهند فتوا دهند . هر کس مکنتی دارد، نزدشان بلند مرتبه و هرکه را دانستند فقیر و بیچاره است، نزدشان خوار و پست می شود . فقیر و محتاج، نزدشان مهجور است و کینه اورا بدل می گیرند . دارا و ثروتمند مورد محبتشان . آنکه شایسته است حلق و گلویش گرفته و و راهها بر رویش بسته است . هر کس سخن چین و دروغگوست، قدر بیند . اما خداوند این دسته از مردم را سرافکنده و چشم دلشان را کور می گرداند . خوراک آنها گوشتهای فربه و تیهوست و پوشاکشان خز یمانی و ابریشم . شهادت دادن را به یکدیگر قرض می دهند . و کارهای خود را از سر ریا و خودنمایی انجام می دهند . عمرهایشان کوتاه می شود و سخنانی جز گفتار سخن چینان نزدشان اعتبار نداشته باشد . کارهایشان زشت و ناپسند و دلهایشان نسبت به هم ناهمگون است . باطل را درمیان خود آموزش دهند و از کارهای زشتی که می کنند باز داشته نمی شوند . 
نیکانشان از بدانشان در هراسند . در غیر ذکر خدای تعالی پشتیبان یکدیگرند .به آنچه که در میانشان حرام شمرده می شود وقعی ننهند. با یکدیگر نامهربان باشند و به هم پشت کنند . اگر شخص شایسته ای را ببیند در مقام انکار و ردش برآیند . اگر گناهکار و سخن چین ببینند او را استقبال کنند و کسی که به آنها بدی کند او را تعظیم کنند . 
بزرگان خود را خوار شمارند . مردمان پست و فرومایه به سهولت نردبان ترقی را بالا روندو پریشان عقلی و دیوانگی فزونی یابد . در آن زمان برادری به نیت تقرب به خدای تعالی بسی اندک و پولهای حلال در نهایت ناچیزی است . مردم به بدترین حالت خود باز میگردند . در آن زمان دولتها بر محورشیاطین می چرخند . و پیشه شان ظلم و ستم کردن به ناتوانان و گدایان است . یوزپلنگ لباس شکاری را که شکمش را دریده است به تن می کند . ثروتمند به آنچه دارد بخل می ورزد و نادان آخرت را به دنیای خود می فروشد . پس وای بر فقیر و آنچه که در آن زمان از زیان و خواری است که بر او وارد می شود . تا اورا بیچاره و ضعیف کنند . زود باشد که فقرا در طلب آنچه که برایشان حلال نیست برآیند که اگر چنین شود زیانهای بد به ایشان رو کند که توان مقابله با آن را ندارد ،
آگاه باشید که اول فتنه از یک محلی به نام حجری و رقتی شروع می شود و در آخر به سفیانی و شامی منتهی می شود . شما در هفت طبقه دسته بندی می شوید : طبقه اول کسانی که در فزونی تقوی و پرهیز کاری سرآمدند که تا سال هفتادپس از هجرت زندگی میکنند . طبقه دوم اهل بذل و بخشش و مهربانی هستند که تا سال دویست و سی هجرت یافت می شوند . طبقه سوم اهل پشت کردن به یکدیگر و بریدن از هم هستند که تا سال پانصدوپنج هجری یافت می شوند . طبقه چهارم اهل سگ صفتی و رشک بردن به یکدیگرند که تا سال هفتصد هجری وجود دارند . طبقه پنجم اهل باد به بینی افکندن و تکبر و بهتانند که تا سال هشتصدو بیست هجری دوام آورند . طبقه ششم اهل خونریزی و اضطراب و صفتهای بد و دشمنی و.... هستند که مردمان فاسق پیشه در این برحه ظهور و بروز پیدا می کنند . و تا سال نهصدو چهل هجری یافت می شوند . طبقه هفتم مردمانی هستند مکر پیشه و نیرنگ باز ، ستیزه جو ، فاسق و پشت به یکدیگر می کنند و از دیگران می برند و کینه هم را بدل می گیرند . آنان اسباب بازی های بزرگ فراهم آورده و مرتکب شهوات
می شوند و به خراب نمودن شهرها ، خانه ها و انهدام ساختمان و قصرها همت دارند . 
در این طبقه لعنت شده ای از بیابانی بدیمن پدیدار می گردد و در همین طبقه هست که پرده حیا به کنار می رود و وضعیت بدین منوال است تا مهدی(عج ) ظاهر گردد . 
در آن هنگام بزرگان اهل کوفه و عرب بپا خواستند و گفتند ای امیرمومنان برای ما زمان وقوع این فتنه ها و امور بزرگی را که یاد فرمودی ، بیان فرما که هر لحظه ممکن است قلبهای ما از شدت وحشت و اضطراب شکافته شود و روح ما از بدن ما مفارقت کند که اگر چنین شود بر جدایی ما از شما باید بسی تاسف خورد. امیدواریم که خداوند از ما بدی و مکروهی را متوجه شما ننماید . علی ( ع ) پس فرمودند : «قضا در آنچه شما در طلب آن هستید جابجا شده است. هر نفسی طعم مرگ را می چشد» . آنگاه همه از این کلام حضرت به گریه افتادند . ایشان ادامه دادند آگاه باشید که بعداز آن فتنه ها ، امری بوقوع می پیوندد که خبر می دهم شما را از امر مکه و مدینه از گرسنگی غبار آلوده و مرگ سرخ . ای وای بر اهل بیت پیغمبر وشریفان از گرسنگی و گرانی و احتیاج و ترس که به آنها رخ نمایاند تا آنجا که در بدترین حالی بسر برند . از مساجد درآن زمان هیچ صدایی به گوش نمی رسد و هیچ دعایی در آن مستجاب نمی شود و هیچ خیر و زندگی بعد از آن نیست . درآن زمان پادشان کفار زمام امور مسلمین را در دست گیرند و برآنان حکومت کنند . و هر که نافرمانی کند او را بکشند و هر که فرمان برد دوستش بدارند . نخستین کسانی که زمام امر مسلمین را بدست می گیرند و مالک برآنان می گردند بنی امیه اند و بعد از آنها بنی عباس هستند و چه بسیار انسانهایی که در میان آنها به قتل رسیده و غارت 
می شوند . ای وای بر کوفه و آنچه برآن وارد می شود از سفیانی در آن زمان که او از ناحیه حجر بیاید با اسبهای قوی بتازد که بر آن اسبها مردان همچون شیران دلاور و کرکس های شکاری سوارند . و سر کرده آنان شخصی است که نامش با حرف (( شین )) آغاز می شود. جوانی که اشتراست( یعنی پلک او روی چشمش افتاده و یک چشم است) و امیرمومنان دانای به نام اوست ، بیرون می آید و بزرگان بصره را کشته و زنان را به اسارت می برد و چند جنگ در آنجا واقع می شود و درغیر این سرزمین نبردهایی در میان تل ها و پشته ها بوقوع می پیوندد . پس شخصی گندمگون در آنجا کشته شود .
درآن سرزمین بت مورد پرستش قرار میگیرد. مسیر آن شخص از آنجا آغاز می گردد و بر نمیگردد مگر با زنهایی که اسیر کرده است. نشانه خروج سفیانی تجدید بنا شدن پایگاهایی است در شهرها ، پایگاهی در شام ، در عجوز ، حران ، باسط ،بیضا ، کوفه ، شوشتر ارمینه ، موصل ، حمدان ، دغه ، دیار یونس ، حمس ، مطریه ، رطقا ، رهبه و هند قلعه خواهد بود . برای او وقایع و جنگهای بزرگی خواهد بود. حمله اول او به حمس است . پس از آن به رقع و بعد به قریه صیبا ، راس العین ، نصیب العین ، موصل ، بغداد دیار یونس و تا لجمه کنار هم آیند و نبرد سختی واقع شود که هفتاد و دو هزار نفر درآن کشته شود که این نبرد از فلسطین شروع
می شود و تا سوریه ادامه دارد . 
سفیانی هرکس را که نامش محمد ، علی ، فاطمه ، حسن ، حسین ، جعفر ، موسی ، زینب ، خدیجه و رقیه است، از روی بغض و کینه ای که به آل محمد(ص) دارد به قتل می ساند. آنگاه به تمام شهرها رسولانی می فرستد تا بچه ها را برای او جمع کند. آنگاه روغن زیتون رابرای سربه نیست کردن آنها می جوشاند. بچه ها به او می گویند اگر پدران ما نافرمانی تو را کردند ما چه گناهی
کرده ایم ؟ اما به سخنان آنان وقعی ننهاده و هر که را که همنام آن کسانی که نام برده شد در آن انداخته و می جوشاند . آنگاه به جانب کوفه رهسپار می گردد. شهر را دور زده در کوچه هایش بسان فرفره می چرخد و با مردمان همان معامله کند که با کودکان کرد . او بر دروازه کوفه هر که را نامش حسن و حسین باشد بردار کشد . در این هنگام خونهای ریخته شده مردم کوفه به جوش می آید همچنان که خون یحیی بن ذکریا به جوش آمد . او که چنین امری را می بیند یقین به هلاکت خود پیدا می کند. از ترس به کوفه پشت کرده و آنگاه به جانب شام حرکت می کند. راهی را که آمده برمی گردد و تا آن هنکام که وارد شام شود کسی را که مخالفت کند،
نمی بیند و چون داخل شهر شام شود به شرب خمر و انواع معصیتها مشغول گردد و یاران خود را به ارتکاب چنین گناهانی وادار 
می کند . پس از چندی دیگربار سفیانی در حالی که حربه ای بر دست دارد زنی را به بعضی از یاران خود می دهد تا با او زنا کنند.
او به یکی از یارانش می گوید در وسط راه یعنی جلوی چشم مردم چنین کاری را انجام دهد. آن شخص مرتکب چنین عمل قبیحی
می شود و بچه ای را بدنیا می آورد. اینان بچه را از شکم این زن بیرون آورده و در راه می اندازند . از چنین عملی 
فرشتگان در آسمانها پریشان احوال می گردند. از این رو خداوند فرمان خروج قائم از ذریه علی (ع ) که صاحب الزمان است
صادر می کند . خبر خروج او در همه جا شایع می شود در این هنگام جبرئیل در بالای صخره بیت المقدس فرود می آید 
و اهل جهان را ندا کند که حق آمد و باطل رفت .
پس از این فرمایشات حضرت امیر آه سردی از دل کشیده و ناله حزن آوری سر داده و این اشعار را انشا فرمودند :
پسرکم زمانی که طایفه ترک لشکرآرایی کرد منتظر ولایت مهدی ما باش که به عدالت داوری می کند . پادشاهان روی زمین که 
از آل هاشمند ذلیل می شوند وکسانی که لذت طلب و بیهوده گو هستند از ایشان بیعت گرفته می شود . 
از جمله کودکی که هیچ رایی از خود ندارد و هیچ جدیتی نکند و صاحب عقل و تدبیر نباشد . 
پس از آن قائم به حق راستی که از شمایان است قیام می کند و به کمک حق و حقیقت می آید .
او که جانم به فدایش هم نام رسول خداست . ای پسرانم او را خوار مسازید و بشتابید به سویش .
پس جبرئیل دوبار ندا سر دهد. یکبار صبح و یکبار شب و گوید ای بندگان خدا بشنوید آنچه را که می گویم به درستی
این است مهدی آل محمد ( ص ) که از سرزمین مکه خروج کند پس او را اجابت کنید . 
در ادامه فرمایشات حضرت به موارد دیگر مانند وصف شمایل حضرت مهدی ( عج ) و اخلاقیاتش ، نام بردن اسماء یارانش ،
چگونگی یاران امام زمان و چگونگی پیوستن سیصدو سیزده نفر به ایشان را مطرح می کنند .
حضرت بعد از اینکه شب ظهور خودشان را به مکه می رسانند، سه مرتبه از نظر یاران غیبت می کند تا یارانش را 
امتحان کند. بعد از آن خود را میان صفا و مروه به ایشان می رساند و می فرماید تا زمانی که با من بر سی خصلت
که دائم بر آن خصال باشید و چیزی از آن را تغییر ندهید بیعت نکنید. بر کاری که بر انجامش پای می فشارم 
مطمئن نیستم و در مقابل بر ذمه من است که هشت نکته را در مورد شما رعایت کنم . یاران می گویند برما ذکر فرما که ما فرمانبرداریم .پس حضرت می فرماید :
بیعت می کنم بر شما بر اینکه بر من پشت نکنید. دزدی نکنید. مرتکب زنا نگردید .کار های حرامی از شما صادر نگردد . فحشا و منافی عفتی بجا نیاورید . احدی را مورد ضرب و شتم قرار ندهید مگر به حق . طلا ، نقره ، گندم و جو را ذخیره و انبار نکنید . مسجدی را ویران نسازید . به دروغ شهادت ندهید . به فرد مومن زشت نگویید . ربا نخورید . در سختی ها صبر پیشه سازید . فرد یکتا پرست را لعن و نفرین نکنید . مسکر نیاشامید . طلا زیور خود نسازید و ابریشم و دیبا نپوشید . آنکه از مهلکه می گریزد دنبال نکنید . از سر حرمت، خونی را نریزید . با مسلمانان نیرنگ نکنید . به کافران و منافقان تمایل نشان ندهید . جامه های خز بر تن ننمایید . سجده بر خاک کنید . و تکیه بدانید . بی عفتی و کار زشت را نا روا شمرید . فرمان به کارهای پسندیده کرده و منکرات را نهی کنید . 
چون شما این کارها را به انجام رسانید، برمن است که یاری غیر شما بر نگزینم . نپوشم مگر آنچه که شما می پوشید . نخورم مگر آنچه را که شما می خورید . سوار نشوم مگر به آنچه که شما سوار می شوید . نباشم مگر آنجایی که شما باشید و نروم مگربه جایی که شما آنجا می روید . و به اندک مالی از دنیا خوشنود شوم و زمین را از عدل و داد پرکنم هر چند که زمین از جور وظلم پر شده باشد . و همچنین تنها وتنها بندگی خدا کنم و به شما وفادار بمانم . آنچنانکه شما بر من وفادارید . 
آنان گویند بر این امر خشنودیم که با تو بیعت کنیم . آنگاه حضرت با تک تک آنان دست میدهد و در چنین زمانی است که حضرت در میان مردم ظاهر گردد . مردمان با ایمان بر او سر خضوع فرود آورند و شهرها بر زیر فرمانش قرار گیرند .

 شرح خطبه

در مورد خصلتهای مطرح شده توسط حضرت علی ( ع ) با اندکی دقت و توجه می فهمیم که بسیاری از این علائم در زمان ما قابل رویت می باشد . ازجزیی ترین شکل آن که از خانواده شروع می شود تا به جامعه بزرگتر برسد می توان این نشانه ها را یافت . از رفتار فرزند نسبت به والدین تا رفتار وی در اجتماع ، از افکار و عقاید دینی گرفته تا علم ودانش و الحاد و بی دینی و چه و چه و چه .
از ظلم وستم حکومت ستمگران بر فقیران و ناتوانان بخواهیم نام ببریم ،صدها و بلکه هزارها مصداق می توانیم برشماریم. مانند کشورهای آفریقایی که زیرسلطه مستعمران بزرگ جهانی قرار دارند و راه گلویشان بسته و کاری از دستشان برنمی آید . بیشترین فقیران دنیا ، فقرایی که از گرسنگی می میرند، بالاترین آمارمبتلایان به بیماری ایدز و شدیدترین درگیریهای قبیله ای که منجر به کشتارهای خونین می شود، در این کشورها اتفاق می افتد. منجمله کشور روآندا که بدلیل اینکه بزرگترین تولید کننده سقز و ماده اولیه آدامس است و کارخانه های آمریکا وابسته به این تولیدات هستند، این کشور باید انواع محرومیتها و گرفتاریهای قومی قبیله ای وفقر و.... را متحمل شود تا وابسته و در خدمت مستکبران باقی بماند . ازاین جا می توان به عمق فاجعه پی برد و این یکی از نمونه های کوچک در دنیای ظلم وستم است .
در مورد زمامداران امور مسلمین ، کشور عراق بارزترین است . حاکمان غیرحلال زاده ای که در جهان اسلام سلطه دارند و با فتواهایی که برگرفته از سیاست خاص ابرقدرتهای دنیاست، ریشه بر تیشه اسلام می زنند.از نمونه های کوچکی که می توان به آن اشاره کرد، اقدام ملعونهای وهابی بود . این فرقه بسیاری از اعمال مسلمانان خصوصا شیعیان را رد و انکار می کنند و مهر حرام بر آن می زنند. از جمله خواندن دعا در نماز و بالاخص قنوت . چندی پیش رییس اعظم عربستان فتوا داد که خواندن دعا و گرفتن قنوت و دعا کردن برای ملت حجاز و عربستان برای مصون ماندن از شر تروریستها از واجبات دینی هر مسلمان است. این بدعت آشکار در دین و ارائه فتوای دلخواه فقها نمونه عینی از عصر آخرالزمان می باشد . هر کار حرامی را به پای دین گزارده و هیچ ابایی از آن ندارند . باطل را در میان انسانهارواج می دهند ؛ حال به هر شکل از اقسام دیداری و نوشتاری و برنامه ها و سی دی ها ... و هیچ کسی هم معترض به این امر نیست. اگر هم کسی منتقد باشد فرقی ندارد. چون گوش شنوایی برای شنیدن این حرفها وجود ندارد . شایسته سالاری جای خود را به دروغ و ریا داده و و از نام و آیات قرآن به نفع اهداف شوم خود استفاده می کنند. قرآن و خاندان رسالت که امانتهای بزرگ الهی هستند، بدست فراموشی سپرده می شوند و و از عمل کردن به احکام و قوانین قرآن خبری نیست و بلکه درست برخلاف آنچه می فرماید حرکت می کنند . خیانتکاران بعنوان امین مردم و پرچمدار امانت معرفی می شوند. نظیر انتخاباتی که در سرتاسر جهان صورت می گیرد. ولی بعد راه کج خود را ادامه می دهند و به مسئولبت خود در مقابل این طیف عظیم اهمیتی نمی دهند . اگر بخواهیم برشماریم تا صبح روز ظهور هم می توان گفت. ولی واقعا چه باید کرد؟ آیا فقط طرح و گفتن علائم ظهور ما
رابس است و کفایت می کند و براستی هدف از بیان این نشانه ها چیست ؟؟؟؟ 
دانستن این صفات برای ما الزامیت دارد و آن هم این است که اگر ما دارای این خصایل نباشیم ، حداقل باید بدانیم که باید در این جهت حرکت کنیم . بلایای طبیعی که رخ می دهد، خصوصا در آخرالزمان از منظر دیگری که بخواهیم بنگریم، نقطه امیدی است برای مومنین و از سوی دیگر ترس و نگرانی برای کفار خواهد بود . حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله باید دل مومنین را به این موضع گرم کند که این جهان صاحبی دارد و به این صورت نیست که تصادفی بوده و هر کس هر کاری به میل خود انجام دهد و عقبی و عاقبتی هم در کار نباشد. صبر خداوند زیاد است و تحمل ما انسانها کم. ولی وعده خدا حق است. همان زمانی را که از قبل تعیین کرده و حتی یک ثانیه هم در آن کمی و زیادی نخواهد بود، هم در این دنیا از لحاظ ظهور ولی عصر و هم در آخرت در مورد رسیدگی به اعمال . 
این قدرت ولی و صاحب اختیار ما را نشان میدهد . کسانی که مقابل دین خدا حرکت می کنند، صاحب اختیاری ندارند. اختیارشان در دست خودشان است و نهایتا درحد تواناییهای زمینی است. مثلا یک ساختمان ضد زلزله بسازند ولی توان جلوگیری از وقوع آن را نخواهند داشت. ولی مومنان واقعی و کسانی که اختیار خود را بدست او می دانند، همیشه تسلیم خواست و اراده او هستند . یکی از علائم آخرالزمان همین پدیده سونامی بود. به گفته دانشمندان قدرت این زلزله یک میلیون برابر بمب اتم بود. یعنی هشتصدو پنجاه برابر زلزله بم در ایران . . شدت ضربه و رانش زمین به حدی بود که زمین در مدار اصلی یک درجه نسبت به مقیاس خودش خارج شد. مرکز اصلی آن چهل کیلومتر زیر اقیانوس بود و چند صد کیلومتر در چند صدکیلومتر، زمین زیراقیانوس جابجا شده بود و یکی از پوسته های زمین تغییر کرده است . زمین سطح اقیانوس تا دریای عمان تکان خورده و اگر جرم حجمی آب که خیلی زیاد و سنگین است مانع نبود و کانون این زلزله در روی زمین قرارداشت، یک قاره ناپدیدمی شد. ولی با این حال باز هم چندین جزیره نابودگشتند و خیلی از اقوامی که در آنجا زندگی می کردند منقرض شدند. در یک چشم به هم زدن حدود دویست تا سیصد هزارنفر از بین رفتند . خیلی از چیزهایی که به نظر قدرتمند و بزرگ می آمدند و واجد تکنولوژی بودند از انسان گرفته تا ساختمان و ... همه وهمه برروی آب شناور شدند. آن هم آبی که از دریا بیرون آمده بود. دریایی که هم لرزشش ،هم سکونش وهم حرکتش در حد تعادل برای انسان منفعت دارد. اگر ساکن باشد کشتی ها غرق می شوند و اگر لرزش غیرعادی داشته باشد، مثل همین پدیده دنیا را زیر رو می کند. موجی به ارتفاع چهل متر ایجاد می شود که حتی وزن این موج را هم نمی توان محاسبه کرد .حال باید پرسید که چه نیروی و انرژیی وارد شده که این پدیده را بوجود آورده ؟ عده ای می گویند آتشفشانی قرار بوده ایجاد شود و نشده و عده ای علت دیگری را مطرح می کنند. این چیزی است که به این زودی ها بشر نخواهد فهمید مگر اینکه صاحب علم بیاید . طول بیست و چهارساعت کم شده یعنی از برکت زمان برداشته شده است. این چیزی است که با تجربه می توان ثابت کرد. ولی اگر بخواهیم با دید غیرمادی به این موضوع نگاه کنیم، از قول حضرت امیر(ع ) : همه این عالم ،عالم کوچک است . عالم بزرگ، انسان است . 
انسان می تواند این اتفاقات را بوجود آورد. حال یا با خوبی خودش و یا با بدی خودش و این بدی انسانهاست. خصوصا انسانهای مسلمان و کسانی که در خط هدایت قراردارند . بدی انسانها خصوصا فساد و گناه می تواند زلزله بوجود آورد و گرنه اتفاق طبیعی در اختیار و خدمت انسان است. 
خداوند در قرآن می فرمایند : هر چه که در آسمانها و زمین آفریدیم برای آدم آفریدیم و این آفریده ها هیچ گاه باعث از بین رفتن خود انسان نمی شود. فقط وقتی به این صورت درمی آید که گناه کنیم و انرژی قابل کنترل نباشد و وقتی رخ دهد، همه را حتی خشک وتر را باخود می سوزاند و تفکیکی صورت نمی گیرد . 
این آیات نشان میدهد که صاحب کار، قدرتش خیلی زیاد است و این نشانه کوچکی از آن همه قادریت اوست و اصلا قابل مقایسه با قدرت خدا و بلکه ولی خدا هم نیست . زیرا اینها همه در ید قدرت اوست و اگر بخواهد بوجود می آورد و حتما هم خیر و مصلحت و حکمتی در آن قرار می دهد . از آن جهت خیر است که در آن هدایت نهفته است و کسی که چشم بینا ندارد، این مسیر روشن را 
نمی بیند . و بازهم به توانایی های مادی خود متکی می ماند. مثلا در زمینه موضع گیری درمقابل زلزله قدرت مقاومت ساختمانها را در مقابل ده ریشتر بالاتر میبرند. بیشتر هزینه می کنند و بیشترجهت مخالف خدا حرکت می کنند و توجه به این ندارند که وقتی یک جزیره نابود می شود، دیگر با یک ساختمان چکار می توان کرد ؟. 
زلزله فقط هشدار برای کافرو مستبد و مستکبرنیست. برای ما و مومنان هم هست تا هم امید در دل زیاد شود و هم ترس . ترس از آن جهت که صاحب این قدرت، صاحب عذاب هم هست و عذاب شدید و الیم متعلق به خداست و اگر خطاکار باشیم، مستحق این عقوبت خواهیم بود . حضرت امیرالمومنین می فرمایند : آتش این دنیا و مصیبتش بسیار ناچیز، زودگذر، شکننده و کوتاه است . وای بر مصیبت آخرت . یعنی همانطور که در دعای کمیل می خوانیم، کل این زمین بخشی از کل خلقت است و کل خلقت هم در مقابل خدا ذره ناچیزی بشمار می آید وعذاب فقط برای کره زمین نیست. برای کل خلقت می باشد. کسانی که عبرت می گیرند، هم قدرت معنویشان بیشتر می شود وهم امیدوارترند و هم دشمن را کوچکتر می بینند . ولی گاهی انسانها نه می ترسند و نه امیدوار می شوند. بلکه یک مرحله عقبتر هستند. یعنی عبرت نمیگیرند و در بیخبری و غفلتند. هرکدام از اینها بتنهایی باشد، ممکن است به ناامیدی یا طغیان ختم شود .و تغییر روشی صورت نگیرد . 
ولی متاسفانه در این روزگار، ما عبرت نمی گیریم و تغییر روشی را هم درپیش نمی گیریم. فاصله ها مادی ترمی شود و دیدها غیرالهی تر. البته ازعلایم ظهور است. یعنی این اواخر به این شکل در می آید . انسانی که بدنبال کشف این حقایق باشد، نیست یا خیلی کم است و اگر هم کسی بخواهد به این امور بها دهد یا امید پیدا کند و بخواهد حرکت کند، مورد تحقیر و متهم به پریشانحالی 
می گردد . هر زمان که ما بتوانیم از دیدنی هایمان پند و عبرت بگیریم، برد خواهیم داشت. وقتی ما عبرت نگیریم وتغییر و تحولی در ما ایجاد نشود، دیگر دانستن و ندانستن این حرفها و این آیات ، روایات، جلسات ، سخنرانی ها ، تفسیرها ، توسل ها و.... به حال ما فرقی نخواهد کرد و بلکه اوضاع را بدتر هم می کند. بعداز یک مدت حساسیت نسبت به اینها از بین میرود و برای ما مثل مسائل دیگر عادی می شود . و ممکن است به خودمان مغرور هم شویم که خود صادر کننده و صاحب این سخنان هستیم . 
پس باید حرکت بسوی بندگی خداوند، پیوسته وادامه داشته باشد ودرغیراینصورت هر روز این چهره کریه تر خواهد شد و می بینیم که در این زمان مسخ انسانها بصورت واقعی اتفاق می افتد. باید به هر تلاشی که هست ، دستاویز محکمی پیدا کنیم تا باطن هایمان خراب نشود که اگرزمانی حکم شد که ضمیرها نمایان شود، چهره قبیحی از ما بروز نکند .
اینها نشانه های واضحی اند که واقعا تحمل آن سخت و دشوار است. لازم است طوری زندگی نکنیم که مبتلا به این بلایا شویم .
مشکلات خانوادگی ، فردی ، تحصیلی ، کار و.. همیشه هست و اگر در مسیر حرکت به سوی خدا قرار بگیرد، جلوی تفکر و تعقل و عبرت را خواهد گرفت . در این زمانه مرتب می شنویم و توصیه به این می شویم به عناوین مختلف مثلا از سوی فیلم ها ، تصاویر ، روزنامه ، دوست ، دشمن ، پدرو مادر و همه و همه که درس بخوانیم !کارکنیم تا مالی را بدست آوریم برای آسایش همسر و فرزندان خود و راحت زندگی کنیم . به مردم توجه نکنیم و به خودمان فکر کنیم. اینها همه می شود اصل و هاله ای از مه را در مسیر هدایت قرار می دهد و اجازه عبرت و پند آموزی را از ما می گیرد .کسی که پیدا شود و مخالف این حرفها را بگوید، متاسفانه نیست یا اگر هم هست، در اطراف ما نیستند. در واقع ما خود آنقدر حصار و پیله برای روحمان در خودخواهی و تنگ نظری (حال هرکس بنوعی، یکی به خاطر سن زیادش ، یکی برای فهم و دیگری برای کمالش و ...) تنیده ایم که اجازه ورود نمی دهیم . جذابیتی برای خودمان درست نمی کنیم که به بهانه آن جذابیت بسمت ما کشش پیدا کنند . 
الان ما در زمانه یی قرار داریم که فقط و فقط باید به سوی حق و در خط هدایت حرکت کنیم و اگر غیر از این باشد راه نجاتی نخواهیم داشت . یک سال یا پنج سال یا ده یا چهل ، پنجاه سال اگر به این شکل زندگی کرده ایم اشتباه و باطل بوده است . نتیجه گناهان نزدیک است که ما را هم در برگیرد اگر زود کاری نکنیم از این قافله عقب خواهیم ماند و کسی هم نیست که برای این موضوع اهمیت قائل باشد. مانند همین مرگ دسته جمعی در پدیده سونامی، حدود پنجاه هزار یا بیشتر مردند و کسی هم نبود که سوالی کند که اینها که بودند و چه کردند؟ فقط با دارو از بوی گند اجسادشان جلوگیری می کردند تا بوی بد آنها دیگران را آزار ندهد .
پس هنوز دیر نیست. تا الان هستیم و وقت داریم باید کاری بکنیم و ((حاسبوا قبل ان تحاسبوا )) را عمل کنیم . انسان وقتی توبه میکند دیگران متوجه می شوند . ولی وقتی انابه می کند بنوعی در خفی باقی می ماند. یکی از اسما زیبای خداوند ((یا من اظهر الجمیل و سترالقبیح )) است. یعنی زیبایی ها را ظاهر می کند و بدی ها را می پوشاند . کسی که تحت تاثیر قرار بگیرد و توبه کند، همه متوجه می شوند و هر کس بنوعی آن را بروز می دهد. حال با سلام کردن یا با تواضع یا هر شکل دیگر. فقط می خواهد به شخص بفهماند که تغییری بوجود آمده است . این به تقویم جنسی ارتباطی ندارد. مانند شهدای ما در هشت سال جنگ تحمیلی که اگر بخواهیم میانگینی از سن آنها ارائه دهیم بیست تا بیست و دو سال بودند و زمانی برای انجام گناهان و جنایات خاص نداشتند که بخواهند توبه کنند. اما آنان باور داشتند و تاثیر گرفتند و رفتندو شهید شدند. بنا به آیه قرآن : (( رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه و منهم من قضا نحبه و منهم من ینتظر ))
مردانی که عهدشان صادقانه است یا به شهادت رسیدند و یا منتظر شهادتند . منتظر لقاء الله و دیدن خداهستند و بدا به حال ما که جزء هیچ کدام از این دو دسته نباشیم . و متاسفانه روزبروز هم از این آرمانهای مقدس فاصله میگیریم. هم از امام زمانمان و واین یک باخت است .الان آنقدر حرام ، از هر نوع چه خوراکی چه گفتنی و چه دیدنی و چه شنیدنی عادی شده که این شکاف را بیشترو بیشتر می کند. دنیا خود آلوده است. مادیگر نباید آلوده تر شویم .
والسلام

برگرفته از سایت : http://tazohoor.ir

با تشکر از محقق عزیز برادر سید مهدی طباطبایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۵/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۴:۲۴ توسط a n نظر(0)